داستان راستان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩
دنیا و مافیها را زیر پای خودش میدید ، ناگهان امام رضا ( ع ) در حالی
که دستها را به زمین عمود کرده بود ، و آماده برخاستن و رفتن بود ، با
جمله " یا احمد " ، بزنطی را مخاطب قرار داد و رشته خیالات او را پاره
کرد ، آنگاه فرمود :
" هرگز آنچه را که امشب برای تو پیش آمد ، مایه فخر و مباهات خویش
بردیگران قرار نده ، زیرا صعصعة بن صوحان ، که از اکابر یاران علی بن
ابیطالب - علیهالسلام - بود ، مریض شد . علی به عیادت او رفت و بسیار
به او محبت و ملاطفت کرد ، دست خویش را از روی مهربانی بر پیشانی
صعصعه گذاشت ، ولی همینکه خواست از جا حرکت کند و برود ، او را مخاطب
قرار داد و فرمود : " این امور را هرگز مایه فخر و مباهات خود قرار نده
، اینها دلیل بر چیزی از برای تو نمیشود . من تمام اینها را به خاطر
تکلیف و وظیفهای که متوجه من است انجام دادم ، و هرگز نباید کسی این
گونه امور را دلیل بر کمالی برای خود فرض کند " [١] . .
[١] بحار ، جلد ١٢ ، صفحه . ١٤