ربا و بانكدارى اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠ - ٢٧٥ بقره
گرفتار همان سرنوشت مىشوند.
(١) آرى صحنه قيامت كانونى براى تجسّم اعمال انسانهاست؛ آنها كه تعادل اقتصادى جامعه را در زندگى دنيا از طريق رباخوارى بر هم زدند در آنجا به صورت مست و مصروع و افراد ديوانه و غير متعادل محشور مىشوند، و وضع ظاهرى آنان همه افراد محشر را متوجّه خود مىسازد.
اين مجازات دردناك يك دليل بر حرمت رباست.
(٢) سپس مىافزايد اين مجازات رسواگر به دليل اين است كه آنها مىگفتند: دادوستد و ربا همانند يكديگر است؛ يعنى هر دو سودآور و هر دو طبق قرارداد انجام مىشود (ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا).
در حالى كه خودشان هم مىدانند چنين نيست، دادوستدهاى مشروع در مسير منافع جامعه انسانى است و اگر سودى عايد فروشنده يا خريدار ميشود سودى هم عايد جامعه مىگردد و نيازها برطرف مىشود، در حالى كه رباخواران همچون زالو خون مردم را مىمكند و بىآن كه خدمتى كنند ثروتهاى عظيمى به بار مىآورند. به همين دليل خداوند بيع را حلال و ربا را حرام كرده است (وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا).
(٣) بعضى در تفسير جمله بالا اين احتمال را نيز دادهاند كه اين سخن رباخواران باشد كه به عنوان اعتراض مىگويند: «چرا خداوند دادوستد را حلال كرده و ربا را تحريم فرموده، در حالى كه هر دو از يك مقولهاند» ولى اين تفسير بعيد به نظر مىرسد و با سياق آيه سازگار نيست. به هر حال اين تعبير دليل ديگرى بر تحريم رباست.
(٤) بعد مىافزايد:
هر كس اين موعظه الهى را بشنود و به كار بندد و از رباخوارى بازايستد بر گذشته او ايرادى نخواهد بود (چرا كه قانون عطف به ما سبق نمىشود) و در عين