حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٨
در مورد سؤال نخست، بايد اوّلًا اين سؤال را طرح كرد كه: كدام واقعيّت پرارزشتر را در دنيا سراغ داريم كه مورد سوء استفاده از طرف گروهى نابكار واقع نشده است؟
مگر تاريخ اينهمه مدّعيان دروغين نبوّت و پيامبرى را به ما نشان نمىدهد كه حتّى در عصر اتم و فضا نيز دستبردار نيستند و زمزمه ادّعاى آنها را در گوشه و كنار مىشنويم.
پس چه خوب است كه اصلًا دعوت پيامبران را به دست فراموشى بسپاريم و همچون «براهمه» اصل نبوّت را انكار كنيم تا گرفتار سوء استفاده چىها نشويم!
آيا به عقيده شما اين سخن منطقى است!
در زندگى روزمرّه تا كنون چقدر افراد را شنيدهايم كه از عنوان پزشك و مهندس و دكتر، يا عناوين ديگر قلّابى، براى پر كردن جيب خود، يا اغراض ديگر، سوء استفاده كردهاند و شايد گاهى سالها، بدون اين كه ردّ پائى از خود بگذارند، همين راه را پيموده و به اين عنوان قلّابى معروف بودهاند.
آيا مىتوان گفت حالا كه عنوان «طبيب» مورد بهرهبردارى نامشروع گروهى قرار گرفته بايد بكلّى منكر وجود طبيب و دكتر شويم!
اين گونه سخن گرچه بسيار دور از منطق به نظر مىرسد امّا متأسّفانه در ميان نوشتههاى بعضى از منكران اصل ظهور مهدى به چشم مىخورد.