حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١ - ٤ نفوذ روحانى و ناآگاه
مىگيرد، يك نوع تربيت روحانى و از راه نفوذ معنوى در دلها و فكرها دارد كه مىتوان آن را تربيت تكوينى نام گذارد؛ در آنجا الفاظ و كلمات و گفتار و كردار كار نمىكند بلكه تنها جاذبه و كشش درونى كار مىكند.
در حالات بسيارى از پيشوايان بزرگ الهى مىخوانيم كه گاه بعضى از افراد منحرف و آلوده با يك تماس مختصر با آنها بكلّى تغيير مسير مىدادند، و سرنوشتشان يكباره دگرگون مىشد، و به قول معروف با ١٨٠ درجه انحراف راه كاملًا تازهاى را انتخاب مىكردند؛ يك مرتبه فردى پاك و مؤمن و فداكار از آب در مىآمدند كه از بذل همه وجود خود نيز مضايقه نداشتند!
اين دگرگونيهاى تند و سريع و همه جانبه، اين انقلابهاى جهشآسا و فراگير، آن هم با يك نگاه يا يك تماس مختصر (البتّه براى آنها كه در عين آلودگى يك نوع آمادگى نيز دارند) نمىتواند نتيجه تعليم و تربيت عادى باشد بلكه معلول يك اثر روانى نامرئى و يك جذبه ناخودآگاه است كه گاهى از آن تعبير به «نفوذ شخصيّت» نيز مىشود.
بسيار از كسان اين موضوع را در زندگى خود تجربه كردهاند كه به هنگام برخورد با افرادى كه روحهاى بزرگ و عالى دارند چنان بىاختيار و ناخودآگاه تحت تأثير آنان قرار مىگيرند كه حتّى سخن گفتن در برابر آنها برايشان مشكل مىشود؛ و خود را در ميان هالهاى مرموز و غير قابل توصيف از عظمت و بزرگى مىبينند.
البتّه ممكن است گاهى اين گونه امور را با تلقين و امثال آن توجيه كرد؛ ولى مسلّماً اين تفسير براى همه موارد صحيح نيست بلكه راهى