حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٣ - ٤ نفوذ روحانى و ناآگاه
پيچيد و تمام اموالى را كه از طريق نامشروع گرد آورده بود به صاحبانش داد، يا در راه خدا انفاق كرد.
و يا سرگذشت كنيز خواننده و زيبا و عشوهگرى كه هارون به گمان خام خود براى منحرف ساختن ذهن امام كاظم عليه السلام به زندان اعزام داشته بود؛ و منقلب شدن روحيّه او در يك مدّت كوتاه، تا آنجا كه قيافه و طرز سخن و منطق او هارون را به حيرت و وحشت افكند ...
همه و همه نشانه و نمونههايى از همين تأثير ناخودآگاه است كه مىتوان آن را شعبهاى از «ولايت تكوينى» پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم يا امام عليه السلام دانست، چرا كه عامل تربيت و تكامل در اينجا الفاظ و جملهها و راههاى معمولى و عادى نيست، بلكه جذبه معنوى و نفوذ روحانى عامل اصلى محسوب مىشود.
اين برنامه- همان گونه كه گفتيم- منحصر به پيامبران و امامان نيست؛ بلكه رجال راستين و شخصيّتهاى بزرگ نيز به تناسب ميزان شخصيّت خود هالهاى از اين نفوذ ناخودآگاه اطراف خود ترسيم مىكنند، منتها قلمرو گروه اوّل با گروه دوم از نظر ابعاد و گسترش قابل مقايسه نيست.
وجود امام عليه السلام در پشت ابرهاى غيبت نيز اين اثر را دارد كه از طريق اشعّه نيرومند و پردامنه نفوذ شخصيّت خود، دلهاى آماده را در نزديك و دور تحت تأثير جذبه مخصوص قرار داده به تربيت و تكامل آنها مىپردازد و از آنها انسانهايى كاملتر مىسازد.
ما قطبهاى مغناطيسى زمين را با چشم خود نمىبينيم، ولى اثر آنها روى عقربههاى قطب نما، در درياها راهنماى كشتيهاست؛ و در