حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨ - منطق مخالفان احاديث مهدى
بنابراين، انكار احاديث از اين راه يعنى راه تضعيف سند بكلّى بىاساس است.
ثانياً، در احاديث مزبور مطلبى بر خلاف عقل ديده نمىشود كه سبب شود آنها را انكار كنيم، و هر قدر مضمون بعضى از آنها خلاف عادى به نظر برسد، بالاتر از معجزات انبياى سلف نيست؛ و استبعاد نمىتواند مانع از قبول آنها گردد.
بعلاوه، احاديث مهدى يك واحد بهم پيوسته نيست كه همه آنها را يكجا بپذيريم يا رد كنيم؛ به عبارت ديگر، قدر مسلّم احاديث مزبور، يعنى قيام يك نفر از دودمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و از فرزندان فاطمه عليها السلام و به وجود آوردن يك انقلاب اصلاحى عالمگير، و پر كردن صفحه روى زمين را از عدل و داد، مطلبى نيست كه جاى ايراد عقلى داشته باشد، بلكه در گذشته اثبات كرديم اين موضوع موافق يك سلسله ادلّه عقلى مىباشد؛ و امّا پارهاى از احاديث مربوط به علائم ظهور و امثال آن اگر بعيد به نظر برسد، و از نظر سند هم روشن و قابل اعتماد نباشد، آنها را مىتوانيم قبول نكنيم، ولى عدم قبول آنها ارتباطى كه به بقيّه ندارد.
خلاصه اين كه، ما نمىدانيم چرا بعضى روش تفكيك احاديث را از يك ديگر و صرّافى و نقد جداگانه آنها را در اينجا ناديده گرفتهاند، و به چنين اشتباهكاريها افتادهاند!
اين احاديث مىگويد تمدّن مادّى، بشر را اصلاح نمىكند؛ جنگ ٢٥ ساله ويتنام يك بوته آزمايش عجيب بود؛ همه متفكّران دارند نظرات خود را در اين بوته مىآزمايند؛ امّا من به عنوان يك عالم مذهبى