حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٧ - منطق مخالفان احاديث مهدى
يك يك آنها بحث شود زيرا شهوت و تواتر آنها ما را بىنياز از ملاحظه سند مىكند؛ يعنى، طبق معيارهاى سنجش حديث اين احاديث كاملًا قطعى است.
از اين گذشته، در ميان احاديث مزبور احاديث صحيح و معتبرى نيز هست كه محدّثان اهل سنّت هم اعتراف به صحّت آنها كردهاند.
عجيب اين است كه خود «ابن خلدون» نيز به اين حقيقت معترف مىباشد؛ زيرا او پس از اين كه چندين صفحه از كتاب خود را به ذكر احاديث مهدى اختصاص داده و در اسناد آنها تا آنجا كه مىتواند ترديد و تشكيك نموده، چنين مىگويد:
فهذه جملة الاحاديث التى اخرجها الائمة فى شأن المهدى و خروجه آخر الزمان و هى كما رأيت لم يخلص منها من النقد الا القليل و الاقل منه؛ اين تمام احاديثى است كه پيشوايان حديث درباره مهدى و قيام او در آخر زمان نقل كردهاند، و همانگونه كه مشاهده كرديد جز كمى از آنها مصون از انتقاد نماند!»
و به اين ترتيب، لااقل اعتراف مىكند كه مقدارى كمى از اين احاديث صحيح و غير قابل نقد است.
بعلاوه، احاديث منحصر به اين احاديث كه ابن خلدون در كتاب خود آورده نيست؛ و لذا بعضى از دانشمندان اهل سنّت براى پاسخگويى به ابن خلدون و اثبات تواتر احاديث مهدى و عدم انحصار آنها به آنچه او در كتاب خود آورده، كتابى نوشتهاند كه سابقاً به آن اشاره شد.