حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧ - يك مدرك زنده
السّخاوى در كتاب «فتح المغيث»؛ محمّد بن احمد السّفاوينى در «شرح العقيده»؛ أبو الحسن الابرى در «مناقب الشّافعى»؛ ابن تيميه در كتاب فتاوايش؛ سيوطى در «الحاوى»؛ ادريس عراقى در تأليفى كه در زمينه «مهدى» دارد؛ شوكانى در كتاب «التّوضيح فى تواتر ما جاء فى المنتظر ...»؛ محمّد جعفر كنانى در «نظم المتناثر»؛ أبو العبّاس بن عبد المؤمن در «الوهم المكنون ...».
در پايان بحث مىگويد:
(تنها) ابن خلدون است كه خواسته احاديث مربوط به مهدى را با حديث بىاساس و مجعولى كه مىگويد «لا مهدى الّا عيسى؛ مهدى جز عيسى نيست!» مورد ايراد قرار دهد؛ ولى بزرگان پيشوايان و دانشمندان اسلام گفتار او را رد كردهاند؛ بخصوص «ابن عبد المؤمن» كه در ردّ گفتار او كتاب ويژهاى نوشته است كه از ٣٠ سال قبل در شرق و غرب انتشار يافته.
حفّاظ احاديث و بزرگان دانشمندان حديث نيز تصريح كردهاند كه احاديث مهدى مشتمل بر احاديث «صحيح» و «حسن» است و مجموع آن متواتر مىباشد.
بنابراين، اعتقاد به ظهور مهدى (بر هر مسلمانى) واجب است و اين جزء عقايد اهل سنّت و جماعت محسوب مىشود و جز افراد نادان و بىخبر يا بدعتگذار آن را انكار نمىكنند.
به عقيده ما بحث فوق چنان روشن است كه نياز به هيچ گونه توضيح اضافى ندارد؛ با اين حال آيا آنها كه مىگويند عقيده به ظهور مهدى يك فكر وارداتى است در اشتباه بزرگى نيستند!