110 سرمشق از سخنان حضرت على (ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٢
اين معنى شخص مؤمن نبايد در مجلسى برود كه خطر لغزش در دامان گناه وجود دارد و احتمال انحراف او مىرود.
روايات فراوانى داريم كه ما را از شركت در مجلس گناه نهى مىكند «١» و اين مطلب چند دليل عقلى و منطقى دارد:
١- بودن در مجلس گناه، هر چند انسان گناهى انجام ندهد، امضاء و تأييد آن گناه است و جُرم اين كار براى افراد شناخته شده و بزرگترهاى فاميل و روحانيّون سنگينتر است!
٢- ابهت گناه هم در نظر شما و هم در نظر مردم شكسته مىشود.
نمونهاش مجالس عروسى زمان ماست، كه شركت در آن براى مؤمنين يك مشكل شده است. مؤمنين نبايد در چنين مجالسى شركت كنند و صريحاً علّت آن را بيان نمايند، بگويند: «ما به شما علاقه داريم، ولى خدا را بيشتر دوست داريم. مسؤوليّت شرعى ما فوق علاقه ماست».
٣- اين كار سبب دلگرمى و تشويق گناهكاران مىشود، وقتى يك انسان گناهكار در مجلسى مىرقصد، اگر دو نفر تماشا كنند تا يكصد نفر، خيلى تفاوت مىكند. خواننده و نوازنده گناهكار وقتى دور خود را شلوغ ببيند تشويق مىشود. در حديثى كه پيرامون آيه شريفه ٣٠ سوره حج «وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ» وارد شده، مىخوانيم: «همين كه به يك خواننده أحْسَن بگويى قول زور محسوب مىشود» «٢». بنابراين تشويق گناهكار و مجلس گناه، چه با شركت و چه تشويق لفظى، جايز نيست.
٤- وسوسههاى شيطان كمكم دامن شخصِ شركتكننده را نيز مىگيرد، چه تضمينى وجود دارد كه انسان در مجالس آلوده شركت كند و آلوده نشود؟ مبتلايان به موادّ مخدّر ابتدا فقط در مجالس موادّ مخدّر شركت مىكردند، ولى تدريجاً مبتلى و معتاد گشتند!.