110 سرمشق از سخنان حضرت على (ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤
روايت بالا حقيقت روزه را بيان مىكند. روزه تنها پرهيز از خوردن و آشاميدن نيست، بلكه روزه آن است كه انسان از تمامى گناهان دورى و اجتناب كند. اگر انسان يك ماه از گناهان دورى كند و اين كار را در طول ماه مبارك رمضان تمرين نمايد، اين مسأله (دورى از گناه) كمكم به «حالت» و سپس به «عادت» و سرانجام به «ملكه» تبديل مىشود و براى سراسر سال مؤثّر و مفيد خواهد بود. بنابراين كسانى كه تنها لب از خوراكىها و نوشيدنىها مىبندند و به انواع گناهان حتّى با زبان روزه مبتلا مىشوند حقيقت روزه را درك نكردهاند.
حضرت على عليه السلام در روايت جالب ديگرى حقيقت روزه را بالاتر از اين مسأله عنوان مىكند. در اين روايت مىخوانيم: «صِيامُ الْقَلْبِ عَنِ الْفِكْرِ فىِ الْآثامِ افْضَلُ مِنْ صيامِ الْبَطْنِ مِن الطَّعامِ «١»؛ يعنى روزهدار بايد به جايى برسد كه نه تنها از مفطرات روزه خوددارى كند و مرتكب گناهان نشود، بلكه فكر گناه هم نكند!.
اين كه بعضى از بزگان روزه را به سه قسم تقسيم كردهاند: ١- «روزه عوام» ٢- «روزه خواصّ» ٣- «روزه خاصّ الخاص»، اشاره به همين روايت است. «روزه عوام» پرهيز از خوردنىها و آشاميدنىها و بقيه كارهاى است كه روزه را باطل مىكند. «روزه خواص» علاوه بر آنچه در بالا آمد پرهيز از تمام گناهان و محرّمات را نيز به دنبال دارد. و «روزه خاصّ الخاص» عبارت است از پرهيز از مفطرات روزه و تمامى گناهان و پرهيز از فكر گناه! يعنى در قسم سوم نه تنها شكم و زبان و دست و چشم و پا روزهدار هستند، بلكه قلب و دل انسان نيز روزهدار است و به گناه فكر نمىكند، و اين مقام بس والايى است.
خداوندا! توفيق عمل به اين روايات را به ما عنايت فرما!