110 سرمشق از سخنان حضرت على (ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٠
حضرت اميرمؤمنان عليه السلام در جمله ٢٥٢ از كلمات قصار نهج البلاغه، فلسفه بيست حكم از احكام اسلامى، را در ضمن جملاتى كوتاه و پرمعنى، بيان مىكند؛ مثلًا در مورد حجّ مىفرمايد: «فَرَضَ اللَّهُ ... الْحَجَّ تَقْرِبَةً لِلدينِ؛ خداوند حجّ را واجب كرد تا وسيلهاى براى نزديكى مسلمين به يكديگر باشد». در ايّام حجّ هر چند ميليونها مسلمان در كنار يكديگر قرار مىگيرند و جسم آنها در قرب يكديگر است، امّا روح و قلب آنها با هم فاصله زيادى دارد، بدين جهت در اين كنگره عظيم مشكلى از مشكلات جهان اسلام حل نمىگردد، گويا مسلمين هيچ مشكل عمدهاى ندارند!
روزه نيز جسمى دارد و روحى؛ جسم روزه خوددارى از خوردن و آشاميدن و ساير چيزهايى است كه روزه را باطل مىكند، امّا روح روزه علاوه بر خوددارى از مفطرات روزه، پرهيز از تمام گناهان است! تا جايى كه به تعبير قرآن مجيد صائم به قلّه پرافتخار تقواى الهى برسد «١». و روشن است كه جسم بىروح مجسّمهاى بيش نيست!
با توجّه به همين مسأله، روزه را بر سه قسم كردهاند:
١- روزه كسانى كه فقط از مفطرات پرهيز مىكنند، امّا چشم و گوش و ساير اعضاء بدن آنها روزه نيست!
٢- روزه كسانى كه علاوه بر پرهيز از مفطرات، از گناهان نيز اجتناب مىنمايند.
٣- روزه كسانى كه كعبه دل را از همه چيز جز خدا پاك نموده و جز عشق خدا را در آن راه نمىدهند.