110 سرمشق از سخنان حضرت على (ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٦
داد. با خود گفت: حالا مردم چه مىگويند! فلانى هر روز در صف اوّل بود، چرا امروز در صف آخر قرار گرفته است!؟ پس از اين افكار و تخيّلات، ناگهان تكانى خورد كه اى واى بر من! ساليان دراز نمازهايم را خراب كردم، بايد همه را قضا كنم؟ چون آلوده به انگيزه غير خدايى بود!
به همين جهت در روايتى مىخوانيم كه: «مجذوب فراوانى نماز و روزه و ساير عبادات ديگران مشويد! چون گاهى اينها را از سرِ عادت انجام مىدهند، بلكه افراد را به راستگويى و أداى امانت امتحان كنيد» «١».
بنابراين آن كس كه تابع عقل و فرمان خداست ديندار، و آن كه تابع هواى نفس است بىدين است.
در تفسير آيه شريفه «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ» «٢»
اين سؤال مطرح شده است: چرا خداوند بنى اسرائيل را به خاطر اين كار سرزنش مىكند، در حالى كه «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ» كه كار خوبى است؛ هر چند براى «وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ» مستحق سرزنش هستند؟
برخى از مفسرين گفتهاند: «آن ايمان ببعض نيز بىارزش بوده است، چون به چيزهايى ايمان مىآوردند كه با هواى نفس آنها سازگار بود.
بنابراين در واقع ايمان به هواى نفس بود، نه ايمان به خدا!» «٣».
خلاصه اين كه روايت فوق ملاك و معيار سنجش دينداران از بىدينان را مخالفت با هواى نفس مىشمارد و با اين ترازوى دقيق مىتوانيم ميزان ديندارى خويش را به خوبى بسنجيم.