110 سرمشق از سخنان حضرت على (ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٨
با توجّه به اين كه حضرت على عليه السلام خودستايى نمىكند و اهل گزافه و مبالغه گويى هم نمىباشد، مىفهميم كه وجود او مجموعهاى از عقل و علم و شجاعت است، به اندازه يك جهان؛ يعنى خداوند يك دنيا را در يك انسان جمع كرده است.
مطلب ديگر اين كه على عليه السلام در سختترين لحظات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را تنها نگذاشت. صحنههاى خطرناك در طول عمر پر بركت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كم نبوده است، ولى در سه مورد خطر به اوج خود رسيد و على در تمام اين سه مورد نقش حياتى داشت. ١- ليلة المبيت. ٢- جنگ احد.
٣- جنگ خندق.
پس از پايان يافتن جنگ احد، وقتى على با بدنى مجروح و خون آلود خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، عرض كرد: «هنگامى كه گرما گرم دفاع از شما بودم و همانند پروانهاى بر گرد شمع وجودتان مىچرخيدم، ضربات فراوانى بر من وارد شد. كه شانزده ضربه آن سنگين بود، به گونهاى كه چهار بار نقش بر زمين شدم، هر بار كه زمين مىخوردم شخص والايى مىآمد و زير بغلم را مىگرفت و مرا بلند مىكرد و مىگفت: از پيامبر صلى الله عليه و آله دفاع كن! يا رسول اللَّه اين شخص كه بود؟».
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: بشارت باد بر تو! آن شخص جبرييل امين، امين وحى خداوند بود!» «١».
در جنگ خندق، كه داستان مبارزه على عليه السلام و عمر بن عبدود بسيار مشهور است، پيامبر صلى الله عليه و آله ارزش مبارزه آن حضرت را در آن روز از عبادت تمام جن و انس بالاتر و والاتر مىشمرد، چرا كه هيچ كس آمادگى مقابله با «عمرو بن عبدود» را نداشت و او بود كه با شكست «عمرو»، يعنى