110 سرمشق از سخنان حضرت على (ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٨
كه در كف پاى ديگرى مىرود را متوجّه مىشود، امّا اگر شاخه درختى در چشمش فرو رود متوجّه نمىشود؟
پاسخ: انسان «حُبّ ذات» دارد؛ يعنى خودش را دوست مىدارد. حبّ ذات وقتى شديد باشد، انسان حاضر نيست نقصى را براى خود ببيند، بلكه معايب خويش را محاسن مىانگارد! مثل اين كه فردى كه حال و حوصله كار و فعاليّتهاى اقتصادى ندارد و انسان تنبلى است، خود را زاهد مىپندارد! يا آدم وقيح و فحّاش خويش را شجاع مىانگارد! گذشتن از حبّ ذات از مشكلترين مشكلات مسايل اخلاقى مىباشد و آخرين گردنه سخت سلوك الى اللَّه است كه در عرفان به آن «إنانيّت» مىگويند.
سؤال: براى مبارزه با اين مشكل چه كنيم؟
پاسخ: آنها كه بتوانند خود را در معرض انتقاد قرار دهند و بدين وسيله عيوب خويش را بيابند خوشا به حالشان، و امّا كسانى كه به اين مرحله نرسيدهاند خوب است حداقل دو كار را انجام دهند:
١- دوستان خوبى براى خويش انتخاب نمايند كه همچون آينه كاستىها و عيوب آنها را متذكّر شوند و مصداق «احَبُّ اخْوانى الَىَّ مَنْ اهْدى عُيُوبى الَىَّ» «١»
شوند.
٢- ببينند چه چيز را براى ديگران عيب مىدانند، سعى كنند خود مرتكب آن نگردند؛ در يك مثال ساده اگر نياز به كمك فورى همسايه پيدا كرد و او كمك نكرد و او را نكوهش نمود، مواظب باشد اگر همسايهاى دست نياز به سوى او دراز كرد به كمكش بشتابد.
پروردگارا! ما را در مبارزه با «إنانيّت» و «حبّ ذات افراطى» موفّق بدار.