110 سرمشق از سخنان حضرت على (ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦
شايد مسأله اصول و فروع دين را از همين درختى كه ذكر شد و به صورت يك مثال بسيار زيبا در قرآن مجيد آمده گرفته باشند.
دشمن اگر در گذشته به سراغ شاخههاى اين درخت مىرفت و آنها را قلع و قمع مىكرد، اكنون ريشه اين درخت پربار را هدف قرار داده است، و عجيب اين كه با تمام قدرت و تجهيزات به جنگ دين آمده و خطرناكترين سلاح او در اين نبرد، استفاده از خود دين است! با تفسيرهاى غلط و نابه جايى كه از دين مىكند مىخواهد ريشه دين را بزند. در اين جاست كه همه مسلمانها بايد بسيار هوشيار و بيدار باشند و از ملامت هيچ ملامت كنندهاى نهراسند.
با توجّه به اين مقدّمه معناى حديث فوق روشن مىشود كه ايمان و عمل نيز بسان اين درخت مورد نياز هستند و اگر از هم جدا شوند ثمرهاى نخواهند داشت. تعبير به «توأمان» مفهوم خاصّى دارد؛ يعنى از هم تفكيكناپذير هستند. بنابراين معنى ندارد كه انسان ايمان داشته باشد؛ ولى به دنبال آن عمل نباشد. اگر ايمان در پى خود عمل به همراه نداشته باشد، بايد در آن ايمان شك و ترديد كرد! شايد به همين جهت است كه در قرآن مجيد معمولًا هر جا كه سخن از ايمان به ميان مىآيد به دنبال آن مسأله عمل صالح نيز مطرح مىشود.
شخصى، كه رابطه ايمان و عمل را نمىدانست، خدمت امام صادق عليه السلام رسيد و از آن حضرت پرسيد: «الا تُخْبِرُنى عَنِ الْايمانِ، أقَوْلٌ هُوَ وَ عَمَلٌ، امْ قَوْلٌ بِلا عَمَلٍ؟؛ آيا ايمان تركيبى از عقيده و عمل است، يا تنها عقيده است و اعمال جزء ايمان محسوب نمىشود؟».
امام در جواب فرمود: «الْايمانُ عَمَلٌ كُلُّهُ «١»
؛ ايمان تمامش عمل است» نه اين كه شاخهاى از آن عمل باشد.