110 سرمشق از سخنان حضرت على (ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦
آن نيست. بدين جهت بايد اين تحوّل و انقلابى كه در درون او پيدا شده در ساير اعضاء بدنش نيز اثر بگذارد و به وسيله زبانش، كه ترجمان قلب او است، آشكار گردد. زبان هم به دنبال قلب از گناه توبه كند و استغفار گويد.
بنابراين هماهنگى قلب و زبان در تنفّر از گناه، دو ستون از ستونهاى چهارگانه توبه است.
ركن سوم: اين است كه اين حالت ندامت و پشيمانى از زبان به ساير اعضا هم منتقل شود و آنها را به عكس العمل وادارد، تا انسان براى جبران گذشته كارى انجام دهد. اعضاء انسان در اين مرحله سه كار مىتواند انجام دهد، تا نهال نوپاى توبه استحكام يابد و بارور گردد:
الف) حق و حقوق مردم كه بر اثر گناهان پايمال شده را جبران كند؛ اگر غيبتى كرده، حلّيت بطلبد. اگر قلب مؤمنى را شكسته جبران كند. اگر مال مردم را تلف كرده، جبران نمايد. خلاصه هر حقّى از هر شخصى بر عهده اوست ادا كند.
ب) حقوق خداوند را نيز ادا كند؛ اگر عبادتى را ترك كرده انجام دهد.
اگر ترك آن عبادت قضا و كفّارهاى دارد بجا آورد. و اين امور را به پس از مرگ موكول نكند!
ج) بدىها و خطاها و گناهان گذشته را با خوبىها و عبادات جبران نمايد. شاهد بر اين مرحله از توبه جمله «الّا الَّذينَ تابُوا وَ اصْلَحُوا»؛ «مگر كسانى كه توبه كردند و (به دنبال آن) خود را اصلاح نمودند». مىباشد، كه در آيات متعدّدى از قرآن مجيد آمده است «١». گناه مثل بيمارى است و اگر گناه كبيره باشد همانند بيمارىهاى سخت است، شخصى كه مبتلى به بيمارى سختى مىگردد و پس از معالجه و مداوا از بستر برمىخيزد،