110 سرمشق از سخنان حضرت على (ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦
برخواسته از تقوى و اعتقادات آنهاست و در حقيقت اسلام قوىترين مشوّق احسان و نيكوكارى است.
در روايت دوم رابطه احسان و ايمان مطرح شده است، انسان ضعيف الايمان احسان نمىكند، ولى مؤمنان راستين اهل احسانند. جالب اين كه در اين روايات تنها احسانِ به مسلمانان يا مؤمنان مطرح نشده است، بلكه در يكى احسان به بندگان خدا و در ديگرى احسان به مردم مطرح شده است و مفهوم آن اين است كه حتّى نيكى به فقراء و نيازمندانِ غير مسلمان باعث فزونى تقوى و ايمان مىگردد، زيرا خداوند تمام بندگانش را دوست دارد و كسى كه بندگان خدا را دوست داشته باشد، خدا را دوست دارد. بدين جهت احسان به هر نيازمندى مشروع و پسنديده است.
آثار احسان و نيكوكارى
احسان دو رقم تأثير دارد؛ تأثيرى در احسانكننده (مُحْسِنْ) دارد، و تأثيرى ديگر در احسانشونده. تأثيرى كه اين عمل در احسانكننده دارد، بسيار مهمتر از تأثير آن در احسانشونده است. (برخلاف آنچه معمولًا تصوّر مىشود و بدين جهت در بسيارى از موارد احسان همراه با منّت و آزار و اذيّت است). جالب اين كه قرآن مجيد درباره زكات، كه نوعى احسان است، تعبير به «تُطَهِّرُهُمْ» و «تُزَكيهِمْ» «١» دارد؛ يعنى احسان باعث «طهارت» و «تزكيه» احسانكننده مىشود، به رشد اخلاقى او كمك مىكند و باعث از بين رفتن صفات زشت و رذيله او مىگردد.
شاهد اين مطلب روايتى است كه مىگويد: «صدقهاى كه به فقير مىدهيد قبل از اين كه به دست فقير برسد، به دست خدا مىرسد!» «٢»