110 سرمشق از سخنان حضرت على (ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٨
نمىكند و انسان را نزد ديگران تحقير و كوچك نمىنمايد.
٤- بيان حُسن و عيب كسى كه در مقابل آينه قرار مىگيرد هميشگى است و آينه از اين كار خسته نمىشود، نه مانند بعضى افراد كه اگر خسته نباشد، سرحال باشد، گرفتارى نداشته باشد، به فكر معايب و محاسن دوستش مىباشد و گرنه گويا چشمها را برهم مىگذارد و هيچ نمىبيند.
٥- انسان هر چه به آينه نزديكتر شود عيب و حسن خود را بهتر متوجّه مىشود، البتّه به شرط اين كه آينه مقابل او چهار صفت داشته باشد:
الف) بايد نور و روشنايى در آن بيفتد و گرنه نمىتواند كارى كند.
ب) گرد و غبار و زنگار نداشته باشد، بلكه بايد تميز و صاف باشد.
ج) آينه نبايد كج و معوج باشد، بلكه بايد صاف و شفّاف باشد.
د) كسى كه به آينه نگاه مىكند بايد چشم بينا داشته باشد، آينه تنها در صورتى قابل استفاده است كه بيننده آن چشم بينا داشته باشد.
با توجّه به ويژگىهاى پنجگانه آينه، و اين كه مؤمن به آينه تشبيه شده است، شخص مؤمن نيز بايد داراى اين اوصاف باشد. ولى متأسّفانه بعضى، فقط عيوب ديگران را مىبينند و چشمانشان را به روى خوبىها بستهاند. بدين جهت طرف مقابل هم حرف او را نمىپذيرد.
ما بايد به هنگام تذكّر و امر به معروف، محاسن را قبل از معايب بيان كنيم، تا صاحب عيب بپذيرد و در صدد رفع آن برآيد. بعضى ديگر، عيوب مردم را در أنظار ديگران مطرح مىكنند و آنها را تحقير و سرزنش مىنمايند. برخى، هر چه به دوست خود نزديكتر مىشوند، كمتر عيوب او را متذكّر مىشوند. و آخرين سخن اين كه مؤمن علاوه بر اين كه براى تك تك مؤمنين آينه است، بايد براى كلّ جامعه هم آينهاى با شرايط چهارگانه بالا باشد. همانگونه كه رسانهها، مطبوعات، روزنامهها، كتابها و مانند آن نيز مىتوانند آينههاى عمومى خوبى باشند؛ مشروط بر اين كه آنچه راهست بگويند، نه آنچه را دوست دارند.