110 سرمشق از سخنان حضرت على (ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦
سؤال اوّل: اين سايه كنايه از چيست؟
پاسخ: مىتواند اشاره به امور زيادى باشد؛ از جمله حوادثى كه در زندگى انسان رخ مىدهد؛ بيمارىهاى گوناگون، مرگهاى ناگهانى، سكتهها، زلزلهها، تصادفات و مانند آن.
سؤال دوم: حال كه مرگ اينقدر نزديك است و بايد آماده بود، آمادگى به چه حاصل مىشود؟
پاسخ: بايد با توبه، خودسازى، أداى ديون و حقوق مردم، انجام اعمال صالح، كمك به مردم، همواره به ياد خدا بودن، و امورى همانند آن، خود را آماده مرگ كنيم.
سؤال سوم: مخاطب كلام حضرت چه كسانى هستند؟
پاسخ: آنچه از جمله «فَقَدْ اظَلَّكُمْ» استفاده مىشود اين است كه مخاطب حضرت همه مردم هستند و مرگ سايهاش را بر سر همه مردم انداخته است.
شايد كثرت مرگهاى ناگهانى در اين عصر و زمان از يك نظر از ألطاف الهى باشد! بدين معنى كه چون اسباب هوى و هوس نسبت به گذشته بسيار فراوان گشته و انسانها از مرگ غافل شدهاند، مرگهاى ناگهانى آنها را از اين غفلت هوشيار مىسازد.
«وَ كُونُوا قَوْماً صيحَ بِهِمْ فَانْتَبَهُوا» اين جمله اشاره به جمعيّت و كاروانى است كه شب هنگام به خواب رفتهاند، ناگهان رييس كاروان بانك بيدار باش مىزند و فرمان حركت صادر مىكند، كاروانيان از خواب برمىخيزند، به اطراف خويش مىنگرند، آن جا را منزلگاه سفر مىيابند، نه جاى ماندن! دنيا و انسانها بسان اين كاروان و منزلگاه آن است.
چه كسى بر كاروانهاى انسانى صيحه مىزند؟ حضرت فرمود: «كَفى