شعله هاي سرد (بررسی حسادت در قرآن و حدیث) - سروش، محمد علی - الصفحة ٨
كسى به شما توجّهى نمى كند و همه تيم مقابل را تشويق مى كنند. از دست دوستانتان خشمگين مى شويد و آنها را مقصّر مى دانيد و هم زمان، ترس و نگرانى از ناتوانى، وجودتان را مى گيرد: « چرا من، اين قدر بى عرضه و ناتوانم؟ چرا نمى توانم يك قهرمان باشم؟ ». و مثل اين كه اين بحران روحى، براى شما پايان ندارد و در نهايت، حتّى از دست خودتان هم خشمگين مى شويد. تركيبى از چنين احساس هاى متفاوت و متضادّى است كه مى تواند به كلّى ، حالت روحى شما را در هم بريزد و شما را به شخصى بداخلاق تبديل كند. در حقيقت، حسادت ، احساسى است كه بيش از همه، خودِ شخص را آزار مى دهد . اين احساس مى تواند با چنان شدّتى بروز يابد كه علاوه بر آزار خود، ديگران را نيز عذاب داده، مانع پيشرفت امور شود. اگر بخواهيم حسادت را از جهت مفهومى نيز بررسى كنيم، خواهيم ديد كه در لغت، به معناى « بد خواستن » يا « بدخواهى » است [١] و در اصطلاحِ حكمت و اخلاق، به معناى اين است كه فرد، نابودى نعمت يا نعمت هاى ديگرى را آرزو كند. [٢] در حقيقت، معناى حسادت، همين آرزو كردن نابودى نعمت ديگران است، خواه اين نعمت را براى خود نيز بخواهد يا نه؛ چرا كه گاهى حسود، خود، همان نعمت يا حتّى بهتر از آن را دارد و گاه داشتن آن نعمت را براى خود، كسر شأن مى داند، ولى با اين حال از تنعّم ديگرى، رنج مى برد و مى خواهد كه آن نعمت از او گرفته شود. در اين باره، از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است كه: اَلحاسِدُ، الّذى يَتَمنّى زَوالَ النِّعْمَةِ عَنْ صاحِبِها وَ إِنْ لَمْ يُرِدْها لِنَفْسِهِ. [٣] حسود، كسى است كه نابودى نعمتى را از صاحب آن، خواهان است، اگرچه آن نعمت را براى خود نخواهد.
[١] لغت نامه دهخدا .[٢] كشّاف اصطلاحات الفنون، تهانوى ، ج ١ ، ص ٢٨٧؛ دستور العمل ها، ج ٢ ، ص ٣٦ .[٣] جامع الأخبار ، ص ١٥٩ ـ ١٦٠ .