شعله هاي سرد (بررسی حسادت در قرآن و حدیث) - سروش، محمد علی - الصفحة ١٠٦
سه. انسان معمولاً حوادثى را كه به حرمت وى آسيب مى رسانند ، زودتر از حوادث مطلوب فراموش مى كند و به عبارت ديگر، حافظه آدمى، حوادث ناخوشايند را سركوب كرده، به حيطه ناهشيارى مى راند. در ذهن ما، خاطره گرفتن بالاترين نمره در يك امتحان يا برنده شدن در يك مسابقه ورزشى، ماندگارتر از شكست در امتحان يا مسابقه است. اين ساز و كار شناختى، به ما امكان مى دهد تا خود را سريع تر با محيط، سازگار كنيم و حرمت خود را محفوظ نگاه داريم. چهار. ما ويژگى هاى خود و حتّى اشيايى از قبيل اتومبيل و خانه را كه مالكشان هستيم، بيش از حد، مثبت ارزيابى مى كنيم. فردى كه زندگى آرام و بى سر و صدايى دارد، آن را جذّاب تر از سبك زندگى شلوغ و اجتماعى ديگران به شمار مى آورد و از اين طريق، حرمت خود را افزايش مى دهد. پنج. اِسنادها نيز ابزارهايى مهم براى افزايش حرمت خود هستند. هنگامى كه كار بر وفق مراد ما پيش مى رود، مسئوليت نتايج آن را مى پذيريم؛ امّا در غير اين صورت، مسئوليت خود را در قبال تبعات آن به حدّ اقل مى رسانيم و فرد يا شى ء ديگرى را مسئول عواقب آن مى شماريم. به عبارت ديگر، موفّقيت ها را مرهون ويژگى هاى درونى خود و شكست ها را ناشى از فشارهاى موقعيتى قلمداد مى نماييم. شش. ما معمولاً خود را با افراد مشابه خودمان مقايسه مى كنيم؛ امّا هنگامى كه حرمتمان در معرض خطر قرار مى گيرد، شباهت، به معيارى كم اهمّيت تبديل مى شود. در چنين مواردى با اجتناب از مقايسه خود با افراد موفّق، خود را با افرادى مقايسه مى كنيم كه عملكرد ضعيفى داشته يا دچار عواقب ناگوارى شده اند. مثلاً دانشجويى كه در يك امتحان به سختى توانسته است قبول شود، به جاى مقايسه خود با دانشجويانى كه نمره هاى عالى گرفته اند، خود را با دانشجويانى مقايسه مى كند كه نتوانسته اند در آن مادّه درسى، نمره قبولى بگيرند. هفت. از آن جا كه « خود »، هم داراى مؤلّفه شخصى و هم شامل مؤلّفه جمعى است،