شعله هاي سرد (بررسی حسادت در قرآن و حدیث) - سروش، محمد علی - الصفحة ٥٨
آنان همچنين مى كوشند با پر حرفى دايمى، بذله گويى، شوخى و خنده تصنّعى، با فريبكارى به كسب خبر و جاسوسى از افراد بپردازند تا ضمن بدگويى از همان اشخاص در جايى ديگر و تخريب شخصيتشان نزد ديگران، اطّلاعاتِ به دست آورده را در موقعيتى ديگر، طعمه اى براى خودشيرينى و معامله قرار دهند. آنان سعى دارند گفتار، كردار و رفتار خود را ناشى از خوش مشربى، ادب، قدردانى و... جلوه داده، عمل خود را همچون روغنكارى چرخ دنده هاى يك سيستم مكانيكى، الزامى جلوه دهند. آنان به نسبتِ شدّت يا ضعف عادت خود، ممكن است شرافت خود را نيز فداى خواسته هاى حقيرانه خويش كنند. آنان داراى حركات و گفتارى نمايشى بوده، گاه هنگام چاپلوسى در جمع افراد، به طور ناخودآگاه و يا عمدى با انواع حركات هوشمندانه (مانند: سرفه هاى ساختگى، بستن چشم ها، زدن ضربات آهسته به اشياى مجاور و از اين قبيل رفتارها) هدف واقعى خويش را از ديد ديگران پنهان مى دارند. از سوى ديگر، ميل به مقبوليت بيشتر در نزد دارنده موقعيت اجتماعىِ مهم، موجب مى گردد كه هر يك از فرصت طلبان ، در تمجيد و تملّق، بيش از ديگرى افراط نمايد و بدين ترتيب، مقياس تمجيد و تملّق، همواره گسترش مى يابد. همچنين يكى از شايع ترين ضعف هاى بشرى، باور كردن تملّق است كه به خاطر همين ضعف، از بين بردن و مقاومت در برابر آن، كار هر كسى نيست. توجّه داشتن به اين مطلب كه : هر كه را مردم سجودى مى كنند زهرها در جان او مى آكنند . [١] توجّهى است كه به مقدّمات زيادى احتياج دارد. به عبارت ديگر، تحت تأثير قرار نگرفتن در برابر خم و راست شدن ها و تصديق نكردن زشتى ها و ناروايى ها و نابخردى ها، بدون آگاهى به عظمت شخصيت انسانى و بدون توجّه به ضررهاى جبران ناپذيرى كه در پى دارند، شدنى نيست . سعدى در گلستان مى گويد:
[١] تحف العقول، ص ٢٣؛ الجعفريّات، ص ٢٣٢؛ الخصال، ج ١، ص ١٢١، ح ١١٣.[٢] نهج البلاغة، حكمت ٣٤٧ .[٣] تفسير نهج البلاغة ، ج ١٣ ، ص ٢٨٨ .[٤] زرق: نيرنگ.[٥] كعب: استخوان بلند پشت پا.[٦] نمايد : نشان دهد.[٧] گلستان سعدى ، ص ١٥٩ .[٨] ديوان وحشى بافقى، ص ٤٠٤.[٩] نهج البلاغة، حكمت ٤٦٢.[١٠] همان ، نامه ٥٣ .