شعله هاي سرد (بررسی حسادت در قرآن و حدیث) - سروش، محمد علی - الصفحة ١٤٩
مَن كَتَمَ سِرَّه كانتِ الخِيَرَةُ بِيَدِهِ . [١] آن كه راز خويش را پنهان بدارد، اختيارش در دست [خود] اوست. حتّى مى توان در برخى از موارد كه احساس مى شود شخص، تو را صاحب نعمت و خوش بخت مى شمرد و به همين خاطر به تو حسادت مى ورزد، براى آرام كردن او و فرو نشاندن حسادتش مقدارى از مشكلات و گرفتارى هايت را كه بعداً موجب دردسرت نمى شود، برايش بازگو كنى! عمّان سامانى مى گويد: با مخالف ، پرده ديگرگون زنيد با منافق، نعل را وارون زنيد خوش ببينند از يسار و از يمين زان كه دزدان اند ما را در كمين. [٢] گروهى از آدم ها، حيله هايى به كار مى برند تا مانع بروز حسادت ديگران شوند. مثلاً در مصر، رسم است كه برخى از صاحبان اتومبيل هاى بزرگ و كاميون ها يك كفش كهنه كه پاشنه اش رفته است، در بالاى كولر ماشينشان آويزان مى كنند. معناى اين كفش، آن است كه: آهاى مردم! به من حسادت نكنيد. درست است كه من ماشينى به اين بزرگى دارم؛ ولى اين ماشين اغلب خراب مى شود و من آن قدر پياده دويده ام كه كف كفش هايم صاف شده است.
٣. استعاذه
همان طور كه در قسمت روش هاى معنوى درمان حسادت توضيح داديم، پناه بردن به خداوند، هم براى مصون ماندن از حسد لازم است و هم براى ايمن بودن از شرّ حسود، چنان كه در قرآن مى خوانيم: «وَ مِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ [٣] . و از شرّ هر حسود، هنگامى كه حسد مى ورزد [، به خدا پناه مى برم] » . انسان در برابر بلاها و مشكلاتى كه از ديد و عقلش پنهان اند ، قدرت چندانى
[١] نهج البلاغة، حكمت ١٦٢.[٢] ديوان عمّان سامانى، ص ٦٧ .[٣] فلق ، آيه ٥ .