شعله هاي سرد (بررسی حسادت در قرآن و حدیث) - سروش، محمد علی - الصفحة ١٤٨
برخى زنان، عادت دارند هرچه زر و زيور دارند، براى خودنمايى به خود مى آويزند تا از اين طريق، علاوه بر جبران كمبودهاى روانى خود، دل ديگران را نيز بسوزانند، در حالى كه اين كار فقط بايد جهت دلبرى شوهر انجام گيرد تا بدين وسيله بنيان خانواده مستحكم تر شود. برخى زنان، با خودنمايى و ناز و كرشمه پيش زنان ديگر، رشك آنان را بر مى انگيزند و موجبات آزار و دشمنى آنان را براى خود ايجاد مى كنند. اين كار آنان، مخصوصاً اگر بدانند كه كسى را كه به او خودنمايى مى كنند، حالات حسادت دارد، عين حماقت خواهد بود. گويى نشنيده اند كه: به رشكاوران ، هيچ منماى زر بپرهيز از سيرت بى هنر. [١] امام صادق عليه السلام يكى از صفات انسان دورانديش را اين دانسته اند كه سرّ خويش را نزد خويشان و بستگان حسود، آشكار نمى كند. [٢] مخوان حديث شب وصل خويش را ـ هندى ـ كه بيمناك ز چشم بد حسودانم. [٣] نمونه اين كار، حضرت يوسف عليه السلام است كه اگر خوابش را براى برادران خود تعريف نمى كرد، گرفتار حسد آنها نمى شد. [٤] بنا بر اين، اگر مى خواهى در زندگى آزاد باشى و اختيار كارها در دستت باشد، از « كتمان » بهره بجو. دانه باشى، مرغكانت بر چِنَند غنچه باشى، كودكانت بر كَنَند دانه پنهان كن، به كلّى دام شو غنچه پنهان كن، گياه بام شو. [٥] امام على عليه السلام مى فرمايد:
[١] همان ، ص ٥٠١ .[٢] تحف العقول ، ص ٣٢١ : « لا ينبغى للمرء الحازم... وإنشاء السرّ إلى القرابة الحاسد وإن نجا منه ؛ سزاوار نيست براى انسان دورانديش كه سرّ خود را براى خويشان و نزديكان حسود خود آشكار سازد ، گرچه از آن نجات يابد » .[٣] ديوان اشعار امام خمينى، ص ١٥٦.[٤] بحار الأنوار، ج ١٢، ص ٢٧٢، ح ٤٨.[٥] مثنوى معنوى ، مولوى ، دفتر اوّل .