شعله هاي سرد (بررسی حسادت در قرآن و حدیث) - سروش، محمد علی - الصفحة ٥٣
دو . جنبه شناختى حسادت
به طور كلّى مى توان گفت اكثر اختلالات روانى و هيجانى، ناشى از ضعف شناخت و باورهاى نادرستى هستند كه شخص مبتلا، پيوسته آنها را به صورت جملاتى در ذهن خود مرور مى كند، تا جايى كه به گزاره هايى صحيح، خدشه ناپذير و مورد قبول نزد وى در مى آيند. همه نظريه پردازان شناختى هيجان، دو اصل مربوط به هم را تأييد كرده اند: الف. هيجانات، بدون يك ارزيابى (شناخت) قبلى از رويداد زندگى، رخ نمى دهند. ب. ارزيابى، موجب بروز هيجان مى شود، نه خود رويداد زندگى. بنا بر اين، اگر ارزيابى ما از رويدادهاى زندگى، اشتباه باشد ، هيجانى كه در ما ايجاد مى شود، نامتناسب و ناهنجار خواهد بود. بر اين اساس، حسد نيز كه يك هيجان ناهنجار و منفى است، در نتيجه ارزيابى (شناخت) نادرست و باور ناصواب در فرد پديد مى آيد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد: الدُّنْيا دارُ مَنْ لا دارَ لَهُ ... وَعَلَيْها يَحْسُدُ مَنْ لا فِقْهَ لَهُ . [١] دنيا خانه كسى است كه خانه اى ندارد... و كسى بر آن حسادت مى ورزد كه فهم (شناخت) صحيحى ندارد . شخص حسود، كسى است كه خيلى كم در مورد خودش مى داند و در حقيقت، هيچ اطلاّعى از توانايى هاى خويش ندارد. به همين دليل، زندگى اش را بر اساس يك شخصيت بيگانه برنامه ريزى كرده، خود را با گروهى مقايسه مى نمايد كه به طبقه اجتماعى ديگرى تعلّق دارند و با ارزش هاى اخلاقى و اجتماعى متفاوتى زندگى مى كنند؛ كسانى كه شخص حسود هرگز نمى تواند خودش را به آنها برساند. بنا بر اين، عمدتاً دو نوع اشكال شناختى را مى توان در حسود شناسايى نمود: الف. ضعف شناختى در ارزيابى ماهيت و سرمايه هاى درونى خود . ب. خطا در ارزيابى قوانين بيرون از ذات خويش.
[١] روضة الواعظين ، ص ٤٤٨ .