شعله هاي سرد (بررسی حسادت در قرآن و حدیث)

شعله هاي سرد (بررسی حسادت در قرآن و حدیث) - سروش، محمد علی - الصفحة ٦٩

عمل نمودن بر خلاف گفته خود، ناشى از نفاق، بى ايمانى و حقارت فرد است و صدور چنين رذايلى از حسودِ ضعيف النفس، تعجّبى ندارد ، [١] چنان كه بارها توضيح داده شد.

٧. كوتاهى در ستودن ديگران

نشانه ديگر حسود، آن است كه در ستودن دارندگان فضيلت، كوتاهى مى كند و آن گاه كه سخن از پاكان و پرهيزگاران به ميان مى آيد، لب فرو مى بندد. حسود اگر مجبور شود كسى را بستايد، به تعبير معروف، كم مى گذارد و چنانچه فرد از لحاظ مدح ، شايسته دَه باشد، حسود بيش از يك نمى گويد. [٢] امير مؤمنان ، امام على عليه السلام ، مى فرمايد : الثَّناءُ بِأَكْثَرَ مِنَ الاِسْتِحْقاقِ مَلَقٌ وَ التَّقْصيرُ عَنِ الاِسْتِحْقاقِ عَىٌّ أو حَسَدٌ . [٣] ستودن بيشتر از شايستگى، تملّق است و ستودن كمتر از شايستگى، ناتوانى در سخن گفتن و يا حسد است. چه طور حسود مى تواند از كسى تعريف و تمجيد كند و محاسن و كمالات او را بگويد، در حالى كه تمام همّ و غم و كوشش او در جهت نابودى و كتمان آن محاسن است؟ همين خصيصه هاست كه حسود را به خاك سياه نشانده است و روزش را به شب ظلمانى مبدّل كرده است. چگونه حسود از شخصى كه به او حسد مى ورزد، تعريف و تمجيد كند ـ كه اگر حسادت او به سطوح حادّ و عميقى رسيده باشد، تعريف و تمجيد احدى را نخواهد گفت ـ در حالى كه اين تعريفات و تمجيدات، موجب آگاهى بيشتر وى به حقارت ذاتى خويش مى شود و رنج بيشتر وى را در پى خواهد داشت؟!


[١] اشاره است به آيه ٥٨ از سوره اعراف : «وَالَّذِى خَبُثَ لاَ يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِدًا ؛ و آن [زمينى] كه ناپاك است ، [از آن ، گياهى] جز اندك و بى فايده بر نمى آيد » .[٢] حسد ، ص ١٩٧ .[٣] نهج البلاغة، حكمت ٣٤٧؛ بحار الأنوار، ج ٧٠، ص ٢٩٥.