شعله هاي سرد (بررسی حسادت در قرآن و حدیث) - سروش، محمد علی - الصفحة ٤٦
الْحَسَدُ مَطيَّةُ التَّعْبِ . [١] حسد، مَركب (وسيله) رنج است . و در جاى ديگر مى فرمايد: الْحَسَدُ أَحَدُ الْعَذابَيْنِ . [٢] حسد، يكى از دو عذاب است . سعدى مى گويد: توانم آن كه نيازارم اندرون كسى حسود را چه كنم ، كو ز خود به رنج ، در است. [٣] مى توان گفت كه رنج و عذاب هر كس ، به اندازه توقّع و تعلّق (وابستگى) اوست. توقّع زياد، تحمّل را كم مى كند و رنج را اثرگذار مى سازد. تعلّق (وابستگى) نيز در دنياى دگرگونى ها، دل آدمى را مدام مى لرزاند و آرامِ او را مى گيرد. آدمى در متن قدرت، التهاب فردا را دارد و در بهار، رنج پاييز و هراس زمستان را به دوش مى كشد. با توجّه به اين تحليل از درد و رنج، مى توان فهميد كه چرا حسودِ پر توقّع و وابسته به دنيا، هميشه در رنج است. علّت ديگرى كه مى توان براى رنجورى شخص حسود جستجو كرد، احساس حقارتى است كه در درون خود دارد. [٤] اشخاصى كه در باطن، خويشتن را خوار مى يابند و احساس حقارت مى كنند، از اين كه در اجتماع از اكرام و احترام، محروم و از شأن و منزلتْ بى بهره اند، به شدّت رنج مى برند. مَرد حاسد در نظرها اوفتد از قدر و وَقْع زر چو شد مغشوش، بى قدر است و نپذيرد رواج. [٥]
[١] مطالب السؤول، ص ٥٧ .[٢] غرر الحكم، ح ١٦٣٥.[٣] كليّات سعدى (گلستان) ، ص ٤٣ .[٤] چهل حديث ، ص ١٠٦ .[٥] ديوان لامع ، ص ٢١١ .