شعله هاي سرد (بررسی حسادت در قرآن و حدیث)

شعله هاي سرد (بررسی حسادت در قرآن و حدیث) - سروش، محمد علی - الصفحة ٢٣

چنان كه در اين احاديث مشاهده مى شود، از الفاظى همچون « كَمَد » و « مُضنى » استفاده شده است. كَمَد، به معناى اندوه و غمى است كه همراه با فرسايش باشد، و مضنى، به معناى ناتوان كننده است. گرچه غمگينى، معادل افسردگى نيست، امّا بى ترديد، افسردگى شامل حالت غم آلودگى اى است كه بر زندگى روزمره، فعاليت، ارزشيابى خويشتن، قضاوت و كنش هاى ابتدايى (مانند: خواب و اشتها) اثر مى گذارد. غمگينى، هنگامى بيمارى محسوب مى شود كه از لحاظ شدّت و طول مدّت، با در نظر گرفتن اهميّت رويداد، جنبه افراطى پيدا كند. بنا بر اين، غمگينى افراطى، در چارچوب افسردگى قرار مى گيرد و پيدايش عوامل، آمادگى و آسيب پذيرى فردى را موجب مى شود. با توجّه به احاديثى كه در باب غمگينى حسود و شدّت آن به ما رسيده [١] ـ تا جايى كه امام على عليه السلام مى فرمايد: « اَلْحَسَدُ يُذيبُ الْجَسَدَ؛ [٢] حسد، بدن را ذوب مى كند » ـ جاى ترديد باقى نمى ماند كه غم و اندوه حسود، حالتى افراط گونه و مرضى دارد. بنا بر اين مى توان گفت كه حسود، فردى افسرده است. مؤلّفه هاى بدنى افسردگى، عبارت اند از: سردرد، خستگى پذيرى، بى اشتهايى، بى خوابى، يبوست، كاهش فشار خون و...؛ و مؤلّفه هاى روانى، عبارت اند از: احساس به پايان رسيدن نيرو، كهترى، ناتوانى، غمگينى و... .


[١] رسول خدا مى فرمايد : « أَقَلُّ النّاسِ لَذَّةً الْحَسُودُ ؛ كم لذّت ترينِ مردم ، حسود است » (معانى الأخبار، ص ١٩٥، ح ١؛ كتاب من لايحضره الفقيه، ج ٤، ص ٢٨٢، ح ١٦) . امام على عليه السلام مى فرمايد : « لا يُوجَدُ الْحَسُودُ مَسرُورَاً ؛ حسود [ هيچ گاه ] خرسند يافت نمى شود » (غرر الحكم، ح ١٠٥٦٢) و « اَلْحَسُودُ مَغْمُومٌ ؛ حسود ، غمگين است » (همان ، ح ٩٧) و « ما أَقَلَّ النّاسُ راحَةً الْحَسُودُ ؛ كم آسايش ترينِ مردم، حسود است» (همان ، ح ٩٤٧٩) و« لا راحَةَ لِحَسُودٍ ؛ براى حسود ، آسايشى نيست » (همان ، ح١٠٤٣٥) . امام صادق عليه السلام مى فرمايد : « لا لِحَسُودٍ لَذَّةٌ ؛ براى حسود ، لذّتى نيست » (الخصال، ج١، ص٢٧١، ح١٠) و«أَقَلُّ النّاسِ راحَةً الْحَسُودُ ؛ كم آسايش ترينِ مردم ، حسود است» (روضة الواعظين ، ص٤٢٤).[٢] غرر الحكم، ح ٩٨١.