شعله هاي سرد (بررسی حسادت در قرآن و حدیث) - سروش، محمد علی - الصفحة ١٤٧
تا نسازندت كباب از چشم بد اهل حسد همچو عنقا ـ صائب ـ از چشم خلايق دور باش. [١] پيش ارباب حسد ، مُهر به لب زن ، صائب! گوش اين بدگهران ، لايق گفتار تو نيست. [٢] رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد: عَلَيكُم بِالنجاحِ الحَوائج بِكِتمانِها ، فإنّ كلّ ذى نعمة محسودة . [٣] براى برآورده شدن حوائج خود، از كتمان ، مدد بجوييد؛ زيرا هر صاحب نعمتى، مورد حسادت است. تا توانى، پيش كس مگشاى راز بر كسى اين در مكن زنهار باز چون كه اسرارت نهان در دل شود آن مرادت زودتر حاصل شود. [٤] حسود تا نعمتى را در تو نديده است، در او حسادت برانگيخته نمى شود. در نتيجه براى نابودى تو و نعمتت، نقشه نمى كشد. بنا بر اين مى توانى آسوده خاطر از نعمتى كه دارى، لذّت ببرى، بدون اين كه كسى داشتن آن نعمت را بر كام تو تلخ كند. سه چيزِ خويشتن از چشم خلق پنهان كن دلاورى و دوم دانش و سوم زر و مال كه اين سه، فتنه خلق است و خلق، فتنه او نمى كشند ز هم دست تا به روز زوال. [٥] يكى از مصاديق كتمان، اين است كه از نعمت هايى كه دارى، سخن مگويى. چه لزومى دارد كه از امتيازات و كمالات خود ، پيش اين و آن سخن برانى؟ نتيجه اين كار، اين است كه افرادى را نسبت به خود دشمن مى كنى و حسادتشان را برمى انگيزى. بنا بر اين، از سخن گفتن درباره خود و دارايى هايت بپرهيز. ملك الشعراى بهار مى گويد: خامُشى جستم كه حاسد مرده پندارد مرا وز سر رشك و حسد كمتر بيازارد مرا . [٦]
[١] كلّيات صائب تبريزى ، ص ٦٦٧ .[٢] همان ، ص ١٩٩ .[٣] الجامع الصغير ، ج ١ ، ص ١٥٠ ، ح ٩٨٥ .[٤] مثنوى معنوى ، دفتر اوّل، ص ٦ .[٥] ديوان شهريار، ج ٢، ص ١١٦٩.[٦] ديوان ملك الشعراى بهار ، ص ٨٦ .