ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ٢٣٩
١٩٦٠٢.عنه صلى الله عليه و آله : ما يَنبَغي لِنَبيٍّ أن يَضَعَ أداتَهُ بعدَ أن لَبِسَها حتّى يَحكُمَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ بَينَهُ و بَينَ عَدُوِّهِ . [١]
١٩٦٠٣.عنه صلى الله عليه و آله : إنّه لَيس لِنَبيٍّ إذا لَبِسَ لَأمَتَهُ أن يَضَعَها حتّى يُقاتِلَ [٢] . [٣]
١٩٦٠٤.الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ في صِفَةِ الأنبياءِ : ـ: كانُوا قَوما مُستَضعَفِينَ ، قدِ اختَبرَهُمُ اللّه ُ بالمَخمَصَةِ ، و ابتَلاهُم بالمَجهَدَةِ ، و امتَحَنَهُم بالمَخاوِفِ ، و مَخَضَهُم بالمَكارِهِ ... و لَقد دَخَلَ موسَى بنُ عِمرانَ و مَعهُ أخُوهُ هارونُ علَيهِما السّلامُ على فِرعَونَ و علَيهِما مَدارِعُ الصُّوفِ ، و بأيديهِما العِصِيُّ ... و لَو أرادَ اللّه ُ سبحانَهُ لأنبيائهِ حَيثُ بَعَثَهُم أن يَفتَحَ لَهُم كُنوزَ الذِّهْبانِ ، و مَعادِنَ العِقْيانِ ، و مَغارِسَ الجِنانِ ... لَفعَلَ ، و لَو فَعَلَ لَسَقَطَ البَلاءُ ، و بَطَلَ الجَزاءُ ... و لكنَّ اللّه َ سبحانَهُ جَعَلَ رُسُلَهُ اُولي قُوَّةٍ في عَزائمِهِم ، و ضَعَفةً فيما تَرَى الأعيُنُ مِن حالاتِهِم ، مَعَ قَناعَةٍ تَملَأُ القُلوبَ و العُيونَ غِنىً ، و خَصاصَةٍ تَملَأُ الأبصارَ و الأسماعَ أذىً . [٤]
١٩٦٠٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هرگاه پيامبرى لباس رزم پوشد، او را نسزد كه جنگ افزار را بر زمين نهد تا اينكه خداوند عزّ و جلّ ميان او و دشمنش داورى كند.
١٩٦٠٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ پيامبرى حق ندارد وقتى جامه رزم پوشيد، آن را بر زمين نهد تا آنكه بجنگد. [٥]
١٩٦٠٤.امام على عليه السلام ـ در وصف پيامبران عليهم السلام ـفرمود : گروهى مستضعف بودند و خداوند آنها را با گرسنگى آزمود و به سختى ها مبتلايشان فرمود و با ترس و هراس ها امتحانشان نمود و در بوته ناملايمات زير و روشان كرد... موسى بن عمران به همراه برادرش هارون، عليهما السلام در حالى نزد فرعون رفتند كه لباس پشمين بر تن و عصاى چوبين در دست داشتند... و اگر خداوند سبحان، آن گاه كه پيامبرانش را برانگيخت، مى خواست گنجينه هاى طلا و كان هاى زرِ ناب و باغ هاى پر درخت را به رويشان بگشايد... هر آينه اين كار را مى كرد و اگر چنين مى كرد، آن گاه آزمايش از ميان مى رفت و پاداش منتفى مى شد... . اما خداوند سبحان فرستادگان خود را صاحب اراده هايى استوار قرار داد و از نظر حالات ظاهريشان فقير گردانيد، امّا توأم با قناعتى كه دل ها و چشم ها را از بى نيازى مى آكند، و نيازمندى و فقرى كه چشم ها و گوش ها را از ناراحتى لبريز مى سازد.
[١] كنز العمّال : ٣٢٢٥٠ .[٢] ذكر ابن هشام في سيرته في غزوة اُحد : ... فلم يَزَل الناس برسول اللّه صلى الله عليه و آله ، الذين كان من أمرهم حبُّ لقاء القوم ، حتّى دخل رسول اللّه صلى الله عليه و آله بيته فلبس لأمَتَهُ ، و ذلك يوم الجمعة حين فرغ من الصلاة ... ثمّ خرج عليهم ، و قد ندم الناس ، و قالوا :استكرهنا رسول اللّه صلى الله عليه و آله و لم يكن لنا ذلك . فلمّا خرج عليهم رسول اللّه صلى الله عليه و آله قالوا : يا رسول اللّه استكرَهناك و لم يكن ذلك لنا، فإن شئت فاقعد صلّى اللّه عليك، فقال رسول اللّه صلى الله عليه و آله : «ما ينبغي لنبيّ إذا لبس لأمَتَهُ أن يضعها حتّى يقاتل، فخرج رسول اللّه صلى الله عليه و آله في ألفٍ من أصحابه. (سيرة ابن هشام: ٣/٦٧ ، ٦٨) .[٣] كنز العمّال : ٣٢٢٣٢ .[٤] نهج البلاغة : الخطبة ١٩٢ .[٥] ابن هشام در سيره خود درباره جنگ اُحد مى گويد :... كسانى كه شيفته رويارويى با دشمن بودند، همچنان به رسول خدا صلى الله عليه و آله اصرار مى ورزيدند، تا آنكه رسول خدا صلى الله عليه و آله بعد از نماز جمعه ـ آن روز جمعه بود ـ به خانه اش رفت و جامه رزم پوشيده و به ميان مردم آمد. امّا مردم پشيمان شده بودند و مى گفتند : ما رسول خدا صلى الله عليه و آله را مجبور كرديم و نبايد اين كار را مى كرديم. پس، چون رسول خدا صلى الله عليه و آله به ميان آنان آمد، عرض كردند : يا رسول اللّه ! ما شما را برخلاف ميلتان به اين كار وا داشتيم و نبايد اين كار را مى كرديم. بنا بر اين، درود خدا بر شما، اگر مى خواهيد به جنگ نرويد اختيار با شماست. امّا رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هيچ پيامبرى را نسزد كه چون جامه رزم بپوشد آن را فرو گذارد مگر اينكه بجنگد»، پس رسول خدا صلى الله عليه و آله با هزار تن از اصحاب و ياران خود رهسپار جنگ شد (سيرة ابن هشام : ٣ / ٦٧ و ص٦٨) .