الگوى مصرف از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٩ - حديث
٨٧. امام على عليه السلام: ميانهروى، نيمِ توشه زندگى است.
٨٨. امام زين العابدين عليه السلام: انسان بايد با ميانهروى و تا حدّ كفايت، انفاق كند و افزون مالش را براى آخرتش پيش فرستد؛ زيرا اين، بيشتر سبب پايدارى نعمت، و نزديكتر به افزونىِ [قربِ] خداوند، و سودمندتر براى آخرت است.
٨٩. امام زين العابدين عليه السلام از دعاى وى در كمكخواهى براى پرداخت وام: بار خدايا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و مرا از ولخرجى و زيادهروى دور كن و با بخشش و ميانهروى، مرا بر پا و استوار بدار و اندازه نگاه داشتنِ نيكو را به من بياموز و به لطف خويش، مرا از ريخت و پاشْ باز بدار.
٩٠. امام صادق عليه السلام: خداوند عز و جل به پيامبرش صلى الله عليه و آله آموخت كه چگونه انفاق كند و آن، چنين بود: نزد وى قدرى طلا بود و او كراهت داشت كه [با اندوخته طلا] شب را سپرى كند؛ پس آن را صدقه داد. صبحگاهان، در حالى برخاست كه نزد وى چيزى [براى صدقه دادن] نبود. نيازخواهى به سراغ وى آمد، امّا پيامبر، چيزى نداشت كه به او ببخشد. آن نيازخواه، به سرزنش وى پرداخت و پيامبر كه رحمورز و دلنازك بود، اندوهگين شد كه چرا چيزى براى بخشيدن ندارد! آنگاه خداوند تعالى پيامبرش را با فرمان خويش، چنين تأديب فرمود: «و دست خويش به گردنت مبند [و بخل نورز و امساك مكن] و آن را يكسره مگشاى [و به گزاف و زيادهروى، بخشش مكن]؛ زيرا [در اين صورت] نكوهيده و درمانده مىنشينى».
[بدين سان، به وى] مىفرمايد: مردم، گاه از تو چيزى مىخواهند و عذرى از تو نمىپذيرند؛ پس اگر همه مالى را كه دارى، از پيشْ بخشيده باشى، از مال، تهىدست شدهاى [و توانِ انفاق نخواهى داشت].
٩١. الكافى به نقل از عجلان: نزد امام صادق عليه السلام بودم كه نيازمندى، وارد
شد و امام برخاست و از طَبَق خرما، دستش را پر كرد و به او داد. آنگاه، نيازمند ديگرى آمد و درخواست كمك كرد. ايشان برخاست و يك مشت گرفت و به او هم داد. نفر سوم آمد و درخواست كرد.
امام فرمود: «خداوند، به ما و تو روزى عطا كند». سپس فرمود: «از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كسى چيزى درخواست نمىكرد، مگر اين كه به او مىداد. زنى پسرش را به سوى پيامبر خدا فرستاد و گفت: از ايشان كمك بگير. اگر فرمود: چيزى در پيشمان نيست، به ايشان بگو: پيراهنت را به من بده. جوانك نزد پيامبر خدا آمد و از ايشان درخواست كمك كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:" چيزى پيشمان نيست". گفت: پس پيراهنت را به من بده. آن حضرت، پيراهنش را گرفت و به جوان داد. خداوند به ايشان ميانهروى را آموخت و فرمود: «و دستت را به گردنت مبند و آن را كاملًا از هم باز مكن تا سرزنش شده و حسرتزده شوى»».