مرزهاى توحيد و شرك در قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٨ - فصل سوم
عزلت اللات و العزى جميعاً كذلك يفعل الجلد الصبور
للاعزّى أدين و لا ابنتيها و لا صنم بنى عمر و ازور
«هنگامى كه امور از هم جدا مى شود، آيا خداى يگانه را بپرستم يا هزار خدا را!»
«از لات و عزى همگى دست كشيدم، كه اين چنين انسان نيرومند و بردبار انجام مى دهد».
«نه عزّى را خواهم پرستيد و نه دو دختر او را، ونه بت بنى عمرو را زيارت خواهم كرد».
در جاى ديگر مى گويد:
الى الملك الاعلى الذى ليس فوقه اله و لا ربّ يكون مدايناً[١]
«من آن پادشاه والايى را كه هيچ اله و ربّ جزا دهنده اى بالاتر از او نيست، مى پرستم».
اين اشعار و ساير آثار به جاى مانده از دوران جاهليّت، بيانگر اين نكته است كه به اعتقاد مشركان، آلهه داراى نيرويى غيبى و ماوارى طبيعى هستند كه اراده آن ها در جهان هستى و سرنوشت انسان تأثير مى گذارد. امور جهان در دست اين آلهه و رب ها است و خداوند سبحان، اِله اين آلهه و ربّ اين ارباب است. اين عقيده مشركين را مى توان از لابلاى آياتى كه به سرزنش مشركين و بازداشتن
[١] آلوسى، بلوغ الارب: ٢/٢٤٩.