مرزهاى توحيد و شرك در قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢ - ششم توحيد در حاكميت
بنابراين اطاعت از پيامبر، اولى الامر و والدين، با اذن و امر خداوند واجب است و در غيراينصورت نه تنها اطاعت از آنها واجب نيست، بلكه جايز هم نمى باشد. مُطاع بالذّات فقط خداوند است و ديگران با اذن و امر او مُطاع مى باشند.
ششم: توحيد در حاكميت
حق حكومت بر انسانها مخصوص خداوند متعال است و حكومت ديگران بايد در نهايت به حكومت خداوند منتهى شود. زيرا حكومت در جوامع بشرى با تصرف و اِعمال قدرت بر جان و مال و محدود نمودن آزادى افراد همراه است و اين امور از حق ولايت حاكمان بر مردم ناشى مى شود و اگر ولايت حاكمان مشروعيت نداشته باشد، تمام اقدامات آنان نامشروع و عدوانى است. بدون ترديد ولايت حقيقى از آنِ خداوندى است كه مالك حقيقى، خالق و مدبرانسانهاست و هيچ كس بدون اذن او، حق حكمرانى بر بندگانش را ندارد:
((إِنِ الحُكْمُ إلاّ للّهِ يَقُصُّّ الحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الفاصِلينَ)).[١]
«حكم و فرمان، تنها از آنِ خداست، حق را از باطل جدا مى كند و او بهترين جداكننده ]حق از باطل[ است».
[١] انعام / ٥٧.