مرزهاى توحيد و شرك در قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٣ - سيره مسلمانان در ساختن مسجد بر قبور انسانهاى شايسته
ميان دو كوه را پوشانيد گفت:«در اطراف آن آتش بيافروزيد و در آن بدميد» ]آنها دميدند[ تا قطعات آهن را سرخ و گداخته كرد. گفت:«]اكنون[ مس مذاب برايم بياوريد تا بر روى آن بريزم» * ]سرانجام چنان سدّ نيرومندى ساخت) كه آنها ]طايفه يأجوج و مأجوج [ قادر نبودند از آن بالا روند و نمى توانستند نقبى در آن ايجاد كنند * ]آنگاه[گفت:«اين از رحمت پروردگارمن است; اما هنگامى كه وعده پروردگارم فرا رسد آن را در هم مى كوبد و وعده پروردگارم حق است».
رفتار و روش مردم (سيره عقلا) در زندگى روزمره مبتنى بر كمك گرفتنو يارى خواستن از انسانهاى ديگر است. برخى پيروان حضرت موسى(عليه السلام) از او كمك خواستند و آن حضرت نيز به درخواست آنان پاسخ مثبت داد، در عين حال به ذهن هيچيك از آنان خطور نكرد كه اين كمك خواهى نادرست است و فقط بايد از خداوند يارى طلبيد:
((وَ دَخَلَ المَدِينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَة مِنْ أَهْلِها فَوََجَدَ فِيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلان ِهذا مِنْ شِيْعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغاثَهُ الَّذِى مِنْ شِيْعَتِهِ عَلىَ الَّذِى مِنْ عَدُوّهِ فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ)).[١]
«او به هنگامى كه اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد، ناگهان دو مرد را ديد كه به جنگ و نزاع مشغولند، يكى از پيروان او بود و ديگرى از دشمنانش، آن كه از پيروان او بود در برابر دشمنش از وى تقاضاى كمك نمود، موسى مُشت محكمى بر سينه او زد و كار او را ساخت».
[١] قصص / ١٥.