مرزهاى توحيد و شرك در قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٦ - ٢ مسافرت براى زيارت قبر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)
پيك عمر ابن عبدالعزيز از شام به مدينه در آغاز دوران تابعين، هيچ انگيزه اى جز زيارت قبررسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) و عرض سلام به آن حضرت نداشته است و انگيزه اى دنيايى يا دينى مانند زيارت مسجد النّبى، موجب اين سفر نبوده است».[١]
٣ . وقتى عمر با مردم بيت المقدس صلح كرد، كعب الاحبار به نزد او آمد و اسلام آورد. عمر از مسلمان شدن او خوشحال شد و به او گفت: آيا با من به مدينه مى آيى تا قبر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) را زيارت كنى و بهره اى معنوى برگيرى؟ او پذيرفت... عمر، وقتى كه وارد مدينه شد، ابتدا به مسجد النّبى رفت وبه رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)سلام كرد».[٢]
٤. ابن عساكر در كتاب تاريخ خود و ابن الجوزى در كتاب«مثير الغرام الساكن» به نقل از محمد ابن حرب هلالى روايت كرده اند كه او گفت:«وقتى وارد مدينه شدم، به نزد قبر رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) رفتم و در مقابل قبر مطهر، به آن حضرت سلام دادم و ايشان را زيارت كردم. بيابان نشينى وارد شد و به زيارت آن حضرت پرداخت و گفت: اى والاترين پيامبر! خداوند كتاب صادقى بر تو نازل كرد و درآن گفت:
((وَ لَوْ أنّهُمْ إذْ ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ جاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَ اسْتَغْفَرَ)
[١] شفاء السقام، ص ١٤٣، چاپ چهارم.
[٢] فتوح الشام: ١/ ١٤٨، باب فتح القدس.