مرزهاى توحيد و شرك در قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧ - سوم توحيد در ربوبيّت
گونه اى ديگر، به مأموران و فرشتگان الهى; لذا هيچ ناسازگارى بين اين دو نسبت، نيست.
مثال ديگر: قرآن در آيه اى مى فرمايد:
((وَاللّه يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ)).[١]
«آنچه را كه در جلسات مى گويند خداوند مى نويسد».
اين آيه خداوند را نويسنده اعمال معرفى مى كند و در آيه اى ديگر، ملائكه رانويسنده اعمال انسانها مى داند:
((بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ)).[٢]
«آرى! رسولان (و فرشتگان) ما نزد آنها هستند و مى نويسند».
بنابراين، توحيد در تدبير و تأثير، به معناى بى تأثير دانستن موجودات وتأثير گذارى مستقيم و بيواسطه خداوند نيست. بلكه به معنى آن است كه علل واسباب طبيعى در عين آنكه داراى تأثير واقعى هستند، اما تأثير آنها با جعل واراده خداوند صورت مى گيرد. خورشيد و ماه واقعاً نور افشانى مى كنند و آتش حقيقتاً مى سوزاند، اما همگى مظهر و آيينه اراده و امر خداوند هستند.
كسى كه مى پندارد معناى توحيد ربوبى، بى اثر دانستن علل و اسباب است، او با وجدان خود و وحى روشن الهى به مخالفت
[١] نساء / ٨١.
[٢] زخرف / ٨٠.