مرزهاى توحيد و شرك در قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٧ - فصل سوم
(قالَ لا أُحبُّ الافِلِينَ)).[١]
«و اين چنين ملكوت آسمانها و زمين ]و حكومت مطلقه خداوند بر آنها[ را به ابراهيم نشان داديم; ]تا به آن استدلال كند[ و اهل يقين گردد * هنگامى كه (تاريكى) شب او را پوشانيد ستاره اى مشاهده كرد، گفت:«غروب كنندگان رادوست ندارم».
گروه ديگرى از آنان، معتقد به محدوديت ربوبيّت آلهه بودند و آنها را تنها در بخشى از اموريكه به ايشان مربوط است، مانند شفاعت، مغفرت، عزّت، پيروزى در جنگ ها و... داراى ربوبيّت و تأثير مى دانستند. تفصيل اين مطالب را در كتاب هاى ملل و نحل جستجو كنيد.[٢]
اعتقاد مشتركى كه مشركين را در اردوگاه عقيدتى واحدى گرد مى آورد، اعتقاد به ربوبيّت آلهه در اداره جهان هستى و زندگى انسانها بود. به نمونه هايى از گفتار مشركين در اين باره توجه كنيد:
زيد ابن عمرو ابن نوفل كه از مشركين دوران جاهليّت بود و پيش از بعثت رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم)، از عبادت بت ها دست كشيد، درباره عقيده پيشين خود مى گويد:
أربّ واحد ام الف ربّ أدين اذا تُقسّمت الامور
[١] انعام / ٧٥ ـ٨٠.
[٢] شهرستانى، الملل و النحل: ٢/٢٤٤.