مرزهاى توحيد و شرك در قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٦ - فصل سوم
(«آنها) دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند.
به اعتقاد فرد مشرك، احبار و راهبان صلاحيت قانون گذارى دارند و مى توانند در مقابل اخذ مال ناچيز دنيا، حرام خدا را حلال و حلال او را حرام نمايند.
آيات گذشته و آيات ديگرى ا زاين قبيل از عقيده مشركين عصر جاهلى پرده برمى دارد و بيان مى كند كه خضوع مشركين در مقابل بت ها، تنها از سرعلاقه و محبت به آنها نبوده، بلكه متّكى بر باور و اعتقاد آنان به اقتدار آلهه بوده است. آنان آلهه را كارگزاران بخشى از هستى يا تمام آن مى دانستند و سرانجام وسرنوشت موجودات را به اراده آنان گره مى زدند.
البته اعتقاد آنها در مورد ربوبيّت آلهه و خدايان جعلى يكسان نبود، بلكه نسبت به شرايط و موقعيت هاى خاص، تفاوت مى كرد.
عده اى از مشركين صدراسلام همانند مشركين دوران حضرت ابراهيم (عليه السلام)، معتقد به گستردگى ربوبيّت ارباب و آلهه بودند و اينكه خورشيد و ماه وستاره، ربّ تمامى موجودات زمينى هستند. برخى از آيات قرآن، بيانگر اين عقيده مشركين است:
((وَ كَذلِكَ نُرِى إبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمواتِ وَ الأَرْضِ وَ ليَكُونَ مِنَ المُوْقِنِينَ * فَلّماجَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّى فَلَمّا أَفَلَ )