مرزهاى توحيد و شرك در قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٩ - فصل سوم
اعتقاد به تأثير معبود است. خضوع و خشوع انسانهاى موحد در مقابل خداوند متعال، از آنجاست كه خداوند را خالق هستى و مدبر تمام مخلوقات در دنيا و آخرت مى دانند و معتقدند هيچ كس جز او، خالق و مدبر جهان نيست و مصالح و سرنوشت انسانها در دنيا و آخرت همه در دست اوست. در دنيا، كار خلق، تدبير، زنده كردن، ميراندن، نزول باران، حاصلخيزى و خشك سالى و هر آنچه به طبيعت مربوط مى شود، همه به دست خداوند سبحان است و هيچ كس جز او در كار طبيعت و سرنوشت انسان مؤثر نيست.
در آخرت نيز، شفاعت و آمرزش گناهان و ساير امور اخروى در دست اوست.
بنابراين، پرستش انسان موحد خضوع در مقابل خداوندى است كه او را خالق و مدبر هستى و صاحب سرنوشت انسان در دنيا و آخرت مى داند. اما مشركين عصر رسالت و قبل و بعد از آن، با اعتقادى كاملاً مخالف با اعتقاد موحدين، به خضوع و خاكسارى در مقابل معبودهاى خود مى پرداختند.
از برخى از آيات قرآن استفاده مى شود كه اعراب جاهلى در مسئله خالقيت، موحد بوده و خداوند را خالق هستى مى دانستند:
((وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السّمواتِ وَ الأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنّ العَزيزُ العَليمُ)).[١]
[١] زخرف / ٩.