مرزهاى توحيد و شرك در قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٠ - فصل سوم
«هرگاه از آنان بپرسى «چه كسى آسمان ها و زمين را آفريده است؟»، مسلّماً مى گويند:«خداوندِ قادر و دانا آنها را آفريده است».
اما در عين حال در مسئله تدبير و ربوبيّت هستى، مشرك بوده و به جاى اعتقاد به ربّ يگانه و واحد، به ارباب متعددى كه هر يك به تدبير بخشى از عالم هستى مشغولند، اعتقاد داشتند.
آيات چندى بر اين مطلب دلالت دارند كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم:
١ . موحّد، عزت را در دست خداوند مى داند و منطق او چنين است:
((فَلِلّهِ العِزَّةُ جَمِيعاً)).[١]
«تمام عزت براى خداست».
اما مشرك، عزت خود را در دست بتها مى بيند:
((وَاتّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزّاً)).[٢]
«و آنان غير از خدا معبودانى بر مى گزيدند تا مايه عزّتشان باشد».
٢ ـ به اعتقاد انسان موحد، پيروزى و يارى رسانى به دست خداوند است و اين آيه شريفه ورد زبان اوست كه:
((وَ مَا النَّصْرُ إلاّ مِنْ عِنْدِاللّهِ العَزِيزِ الحَكِيمِ)).[٣]
[١] فاطر / ١٠.
[٢] مريم / ٨١.
[٣] آل عمران / ١٢٦.