مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٩ - هر كارى عكس العملى دارد
نمايندگان «هوازن» پس از نماز ظهر، سخنانى را كه پيامبر به آنها تعليم كرده بود گفتند و پيامبر سهم خود و كسان خويش را به آنها بخشيد. مهاجر و انصار هم از پيامبر پيروى كرده، قسمت مربوط به خود را به آنها بخشيدند. در اين ميان، چند نفر انگشت شمارى، مانند اقرع بن حابس و عييبة بن حصين از واگذار كردن قسمت خود ابا ورزيدند. پيامبر به آنها فرمود: اگر شماها اسيران خود را بدهيد، من در برابر هر اسير، شش تن از اسيرانى كه در نخستين جنگ به دست من مى افتد، به شما مى دهم.
اقدام عملى پيامبر و سخنان دلنشين آن حضرت، سبب شد كه تمام اسيران هوازن، جز يك پيرزن كه «عيينه» از دادن آن امتناع ورزيد آزاد گرديدند و يك عمل صالح و نيك كه نهال آن، شصت سال پيش در سرزمين قبيله بنى سعد به دست «حليمه سعديه» غرس شده بود، پس از يك مدت طولانى بارور شد و ثمر داد و كليه اسيران متعلق به هوازن در سايه اين درخت از بند بردگى آزاد شدند و پيامبر خواهر رضاعى خود «شيما» را به حضور طلبيد و عباى خود را پهن كرد و او را روى آن نشاند و از وى و زندگانى خاندان او تفقد نمود[١] و پيامبر با آزاد ساختن اسيران هوازن علاقه آنها را به اسلام دو چندان كرد(همگى از صميم دل اسلام آوردند) و بدين وسيله «طائف» آخرين متحد خود را از دست داد.
٢) منصور، خليفه عباسى از ابى ليلى كه قاضى القضات بغداد بود، پرسيد كه در پيش شما افراد كه عمرى در محاكم وداورى ها و فصل خصومت ها به سر برده اند، داستان هاى آموزنده اى پيدا مى شود، من درخواست مى كنم كه
[١] طبقات ابن سعد، ج٢، ص ١٥٣ـ ١٥٤; سيره ابن هشام، ج٧٢ ص ٤٩٠.