اخلاق اطلاعاتی - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٦ - رابطۀ اخلاق و ايمان
اخلاق بر پايۀ ايمان است، يعنى ايمان زير بناى اخلاق است، اخلاق بدون ايمان مفهوم ندارد و اصلاً بدون آن امكان خودسازى براى انسان فراهم نمىشود؛ اگر كسى بخواهد حقيقت انسانى خود را شكوفا سازد، متخلّق به اخلاق الهى گردد، خداگونه شود و به مقام خلافت خدا برسد، جز بر پايۀ ايمان، اعتقاد مذهبى و رابطه با خدا نمىتواند به چنين فضايلى دست يابد.
اگر پيوند ايمان از انسان گسسته شود، قادر به پرورش و شكوفايى انسانيت خود نخواهد بود. هرچند ممكن است بر اثر عواملى چون تبليغات، تحريك عواطف و مانند آن بطور موقت و گذرا يك سلسله خصلتهاى انسانى را از خود بروز دهد، ليكن چون اين اوصاف بر اساس ايمان و مرتبط با آن نيست، بدون بنياد و بى دوام خواهد بود و در طوفان حوادث و هنگام غلبۀ شهوت، غضب، رياست طلبى و به ميان آمدن منافع شخصى، قادر به نگهدارى آن نخواهد بود. تجربه نشان داده به هر نسبت كه ايمان ضعيف گرديده، اخلاق بشر نيز به انحطاط گراييده است.
كسى كه به هدفدار بودن جهان آفرينش معتقد نيست و خوب و بد بودن در ديدگاه او يكسان است و براى خود آيندۀ روشنى نمىشناسد و به سوى لذتهاى مادّى متمايل مىشود، نخواهد توانست از رذايل اخلاقى مبرّا باشد و قيافۀ انسانى به خود بگيرد، چرا كه او عقيده دارد هرچه هست، در همين جهان است و هرچه بيشتر لذّت ببرد برايش