اخلاق اطلاعاتی - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١١٣ - غريزۀ جنسى از نظر اسلام
اشباع لذّتهاى حيوانى انسان كمال توجّه را دارد و آن را از لوازم سعادت مىداند، ولى لذّت را اصل سعادت و ريشۀ خوشبختى نمىشناسد.
شهيد مطهرى ديدگاه اسلام را در مورد غرايز، اين گونه تبيين مىكند:
اگر در ما غرايز شهوانى هست، لغو و عبث نيست. ما بايد اين غرايز شهوانى را در حد احتياج طبيعى اشباع كنيم. يك حدّى دارند. يك حقّى دارند. يك حظّى دارند. حظّ اينها را به اندازۀ خودشان بايد بدهيم. مثل اينكه شما اسبى يا سگى در خانهتان داشته باشيد، اگر اين اسب را براى سوارى يا اين سگ را براى پاسبانى مىخواهيد، اين اسب يا سگ احتياج به خوراك دارد. خوراكش را بايد بدهى... . [١]
غرايز حيوانى و تمايلات جنسى در سرشت آدمى ريشۀ اساسى دارند. خداوند بشر را با همين غرايز آفريده است و آنچه را خداوند حكيم در خلقت آدمى به كار برده، بطور قطع مصلحت او را در بر دارد، ليكن نكتۀ حايز اهميت اين است كه آدمى بايستى در مسير ارضاى شهوات خود از حدّ اعتدال خارج نشود و از چارچوب مصالح خويش پافراتر ننهد. ارضاى غرايز و جلب لذّتها تا آنجا مجاز است كه مايۀ نكبت و بدبختى نگردد و تار و پود سعادت انسان را برباد ندهد و جامعه را به منجلاب فساد و تباهى نكشاند. قرآن كريم در توصيف مؤمنان، اين حدود را چنين بيان مىكند:
[١] . گفتارهاى معنوى، ص ١١٢، انتشارات صدرا.