اخلاق اطلاعاتی - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٦٥ - ٢ مؤمنان
مفسران از اين آيه دو برداشت زير را ارائه دادهاند:
- مراد از ظن ممنوع، ترتيب اثر دادن به گمان بد است، مانند افشاگرى و جوسازى بر ضدّ مؤمنان. [١]
- سوء ظن نسبت به مؤمنان ممنوع است، ولى بدگمانى نسبت به بدان و تبهكاران ايرادى ندارد. [٢]
روايات متعددى هم كه سوء ظن را مورد نكوهش قرار دادهاند، بيشتر به بدگمانى نسبت به مؤمنان نظر داشتهاند، امير مؤمنان(ع) در اين زمينه مىفرمايد:
ضَعْ امْرَ اخيٖكَ عَلٰى احْسَنِهِ حَتّٰى يَأْتِيَكَ مِنْهُ مٰايَغْلِبُكَ وَ لاٰ تَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْمِنْ اخيٖكَ سُوءاً وَ انْتَ تَجِدُلَهٰا فِى الْخَيْرِ مَحْمِلاً. [٣]
كار برادرت را بر بهترين نوعش حمل كن، تا اينكه كارى خلاف اين انديشه از او ظاهر شود و هيچ گاه به سخنى كه از دهان برادرت خارج مىشود، گمان بد مبر، در حالى كه مىتوانى برايش محمل خوبى بيابى.
بر اين اساس، بايستى راه هرگونه بدانديشى نسبت به نيروهاى خودى و امتحان داده، مردود و مسدود باشد، مگر اينكه دليل قطعى و يقينآور بر خلافكارى كسى به دست آيد كه در آن صورت مسامحه جايز نيست. امير مؤمنان(ع)، بدگمانى به افراد وفادار و امين را سرزنش كرده، مىفرمايد:
[١] . الميزان، ج ١٨، ص ٣٢٣.
[٢] . مجمع البيان، ج ٩ - ١٠، ص ٢٠٥، دار المعرفه.
[٣] . بحار الانوار، ج ٧٥، ص ١٩٦.