اخلاق اطلاعاتی - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٥٦ - اقسام تجسس
مرتكب سه گناه شدى، خداوند مىفرمايد: لاٰ تَجَسَّسُوا تو تجسس كردى.
خدا مىفرمايد: وَاْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ابْوٰابِهٰا تو از ديوار بالا آمده، مرا نگريستى.
خدا مىفرمايد: لاٰ تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتّٰى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلٰى اهْلِهٰا تو بدان عمل نكردى، خليفه شرمنده شد و از او دست برداشت». [١]
دربارۀ تجسس مجاز، در تاريخ زندگى پيامبر اكرم(ص) و ائمۀ اطهار(ع) به موارد زيادى برمىخوريم كه به لحاظ اهميت مورد، يا خود تجسس مىكردند و يا افرادى را مأمور مىكردند تا پيرامون موضوعى تحقيق و جستجو كنند(البته اين گونه موارد مشمول حكم «لاٰ تَجَسَّسُوا» در آيۀ شريفه نيست). به عنوان نمونه، قبل از شروع جنگ بدر، يك گروه گشتى كه در ميان آنها «زبير عوّام» و «سعد ابى وقّاص» بود، به فرماندهى على(ع) كنار آب «بدر» رفتند، تا اطلاعات بيشترى از وضعيت دشمن به دست آورند. اين نقطه بطور معمول مركز تجمع و دست به دست گشتن اطلاعات بود. گروه مزبور در اطراف آب به شتر آب كشى با دو غلام كه متعلق به قريش بودند، برخورد كردند و هر دو را دستگير كرده، به محضر پيامبر گرامى آوردند. پس از بازجويى معلوم شد كه آن دو مأمورند كه آب به قريش برسانند.
پيامبر از آنها پرسيد كه قريش كجا هستند؟ گفتند: پشت كوهى كه در بالاى بيابان قرار گرفته است. سپس از تعداد نفرات پرسيد، گفتند: بطور دقيق نمىدانيم. فرمود: براى خوردن چند شتر مىكشند؟ گفتند: برخى
[١] . تفسير درّالمنثور، جلال الدين سيوطى، ج ٦ ، ص ٩٣، بيروت.