اخلاق اطلاعاتی - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٤٧ - و - در مقام تجاهر به فسق
آيا از گفتن آنچه دربارۀ فاجر مىدانيد، خوددارى مىكنيد تا مردم او را نشناسند؟ عيوب وى را براى مردم بازگو كنيد تا از او كنارهگيرى كنند و برحذر باشند.
چنين كارى در مورد افرادى كه نامزد پستهاى كليد ى مثل رياست جمهورى، وزارت، نمايندگى و... مىشوند، به حد ضرورت مىرسد و افشا نكردن نقاط ضعف آنان، خيانت به نظام و امت است. ازاين رو، لازم است مراتب امر به مسئولان مربوط گزارش شود.
ه - اثبات حدّ و تعزير
در مواردى كه فاش كردن راز، حدّ و تعزيرى را ثابت كند، رازدارى لازم نيست. البته تعداد افرادى كه براى اثبات حدّ يا تعزير لازم است بايد تكميل شود مثل شهادت چهار مرد عادل نسبت به زانى كه مىتوانند عمل او را به قاضى بگويند.
و - در مقام تجاهر به فسق
كسى كه بطور علنى گناه مىكند، حرمت خود را در بين مردم از بين مىبرد، و بدگويى از وى غيبت تلقى نمىشود و افشاى رازهايش جايز است. رسول خدا(ص) فرمود:
ثَلاٰثَةٌ لَيْسَ لَهُمْ حُرْمَةٌ: صٰاحِبُ هَوىً مُبْتَدِعٍ، وَ الْاِمٰامُ الْجٰائِرُ وَ الْفٰاسِقُ الْمُعْلِنُ بِفِسْقِهِ. [١]
سه نفرند كه حرمت و احترامى ندارند؛ انسان هوسباز بدعتگذار، زمامدار
[١] . وسائل الشيعه، ج ٨ ، ص ٦٠٥ .