اصول اعتقادات اهل سنت - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٧
ديدگاه شيعه: خواجه نصير طوسى درباره امكان معاد مىنويسد:
حُكْمُ الْمِثْلَيْنِ واحِدٌ وَ السَّمْعُ دَلَّ عَلى امْكانِ الْمُماثِلِ
همان طور كه در دنيا حيات به ماده پراكنده دميده شد، در آخرت نيز با دميدن روح به مواد پراكنده حيات جديدى پديد خواهد آمد و دلايل نقلى نيز بر امكان معاد (كه مثل حيات يافتن در دنياست) دلالت دارد. «١»
و- اشراط الساعه (نشانههاى قيامت)
حقيقت روز قيامت بر افراد بشر پنهان و نامعلوم است ليكن خداوند متعال براى آن نشانههايى قرارداده كه بر نزديكى وقوع قيامت حكايت دارد چنان كه در قرآن مىفرمايد:
«فَهَلْ يَنْظُرُونَ الّا السَّاعَةَ انْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ اشْراطُها فَانَّى لَهُمْ اذا جاءَتْهُمْ ذِكْريهُمْ» «٢»
پس آيا (كافرانى كه ايمان نمىآورند) جز آن انتظارى دارند كه ساعت قيامت ناگهان فرارسد كه به طور حتم علايم قيامت آمده است (يا خواهد آمد) و پس از آن كه قيامت بيايد در آن حال پند و اندرز گرفتن آنان چه سود خواهد بخشيد.
نشانههاى قيامت دو قسم است: كوچك و بزرگ.
نشانههاى كوچك از قبيل بعثت رسول اللَّه (ص) و ختم نبوت؛ چنان كه انس مىگويد:
پيامبر فرمود:
«بُعِثْتُ انَا وَ السَّاعَةُ كَهاتَيْنِ وَ اشارَ بِالسَّبَّابَةِ وَ الْوُسْطى» «٣»
مبعوث شدم در صورتى كه من و قيامت مانند دو انگشت سبابه و وسطى (ميانه) (به هم نزديك و پشت سر هم) هستيم.
مقصود اين است كه پس از آن حضرت تا قيامت پيامبر ديگرى نخواهد آمد.