اصول اعتقادات اهل سنت - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢
اْلَارْضِ لاياتٍ لِقَوْمِ يَعْقِلوُنَ» «١»
همانا در آفرينش آسمانها و زمين و پى در پى آمدن شب و روز و كشتى هايى كه در دريا براى منافع مردم حركت مىكنند و آبى كه خداوند از آسمان فرو فرستاده است و با آن زمين را پس از مرگ زنده نموده و انواع جانوران را در آن پراكنده و در تغيير مسير بادها و ابرهايى كه در بين آسمان و زمين تسخير شده است [در همه اينها] براى افراد عاقل و با خرد نشانههاى روشنى است.
آيه كريمه دگرگونى در پديده هاى طبيعت را مستند به سبب و علتى مىداند و خردمندان مىدانند كه آن علت چيزى جز خدا نيست.
صاحب مواقف مىگويد:
آنچه متكلمان در باره برهان حدوث نوشتهاند، همان راهى است كه حضرت ابراهيم خليل (ع) پيموده است (آنگاه كه شب او را فرا گرفت و ستارگان را مشاهده نمود، گفت: اين پروردگار من است و چون ستارگان به افول گراييدند گفت: من افول كنندهها را دوست ندارم، چه رسد به پرستش آنان) «٢»
٢- برهان وجوب و امكان
برهان ديگر بر اثبات وجود خداراهى است كه حكما و فلاسفه پيمودهاند به اين بيان كه موجودات «ممكن» هستند و هر موجود «ممكن» بايد متكى و منتهى به «واجب» شود كه اين واجب، همان خداست. در توضيح بيشتر بايد گفت در عالم، هستى حقيقى وجود دارد و آن وجود از دو حال خارج نيست يا هستى اش واجب و ضرورى است بگونهاى كه نياز به وجود ديگر ندارد يا نيازمند به غير خودش هست.
در صورت دوم آن غير كه وجود بدان نيازمند است خود از دو حال خارج نيست، يا نياز به وجود ديگرى ندارد كه در اين صورت، مدعا و مطلوب ثابت است همچنين است