اصول اعتقادات اهل سنت - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٦
مىآفريند و انسان كسب مىكند. «١» براين اساس خواستهاند خود را از شبهه جبر برهانند؛ زيرا گرچه انسان در آفريدن افعال خود نقش ندارد وليكن در كسب آنچه خداوند پديد آورده قدرت دارد. پس فعل و عمل هم مقدور خدا مىباشد و هم مقدور انسان.
قاضى عبدالجبار اشكال مىكند كه شما مىگوييد كسب بوسيله قدرت حاصل مىشود و اين مطلب فرع بر قدرت و توان انسان است، و اثبات قدرت دليل توانايى او مىباشد. پس با تعريفى كه از كسب نموديد مدعاى شما باطل شد؛ زيرا ثابت گرديد كه ما توانايى داريم پس فاعل و انجام دهنده كارهاى خود هستيم. «٢»
شايد به همين جهت نظريه كسب به مرور زمان توسط دانشمندان اشعرى مذهب، تحول و دگر گونى پيدا كرده است. شهرستانى مىگويد: ممكن نيست كه نظر اشعرى را بپذيريم مگر تعديل شود. «٣»
از علمايى كه نظر اشعرى را تعديل كرده، ابوبكر باقلانى و امام جوينى مىباشند كه مى گويند، فعل و عمل انسان از لحاظ وجودى متكى به قدرت است و قدرت نيز از جهت وجودى نياز به سبب دارد، بگونه اى كه نسبت قدرت به سبب مانند نسبت فعل به قدرت است (يعنى چنانكه عمل بوسيله قدرت پديد مىآيد قدرت نيز به وسيله سببى حاصل مىگردد) و همچنين آن سبب به سبب ديگر نيازمند است. تا منتهى شود به مسبب الاسباب كه نيازى به سبب ندارد و او بى نياز مطلق است و شايد نظر ماتريدى و اسفرا
اصول اعتقادات اهل سنت ٦٢ عقيده به پيامبران ..... ص : ٦٠
ينى كه مجموع قدرت خدا و بشر را در پديد آمدن اعمال دخيل مىدانند در راستاى تعديل نظر اشعرى باشد. طبق بيان جوينى و ماتريدى فعل و عمل به خدا و انسان هر دو نسبت دارد.
امام ابوحنيفه در اين باره چنين مىگويد:
«آفريدن كار خداست كه همان ايجاد قدرت و نيرو در انسان مىباشد و بكار گرفتن قدرت توسط انسان فعل حقيقى است نه مجازى.»
يعنى انسان با استفاده از قدرت و نيروى خودش كار را انجام مىدهد.