اصول اعتقادات اهل سنت - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٣
حاصل مىشود.
معتزله نيز معتقدند كه امام كسى است كه با رأى مردم انتخاب گردد و پس از رسولخدا (ص) ابوبكر و عمر، عثمان و على، خليفه آن حضرت مىباشند و سپس هر آن كس كه متخلّق به اخلاق آنان باشد. از اين رو امامت عمر بن عبد العزيز را پذيرفتهاند. «١»
ماوردى مىنويسد:
درباره تعداد اهل حلّ و عقد نزد علما اختلاف است كه بدانها اشاره مىكنيم:
١- گروهى بر اين باورند كه امامت جز با رأى تمامى اهل حل و عقد از هر شهرستانى منعقد نمىگردد چون فقط در اين صورت امامت اجماعى مىشود؛ و چون بيعت با ابوبكر به اين صورت نبوده مورد پذيرش قرار نگرفته است.
٢- عده ديگر مىگويند: با پنج يا شش نفر حاصل مىشود، به دو دليل: اول؛ بيعت ابوبكر كه توسط پنج نفر حاصل شده است (عمر، ابوعبيده، اسيده، بشر بن سعد و سالم)؛ دوم چنانكه خلافت عثمان توسط شوراى شش نفرى تعيين شد.
٣- ديدگاه علماى كوفه بر اين است كه امامت بوسيله سه نفر ثابت مىشود بلكه يكى از آنها با رضايت دو نفر ديگر مىتواند امام و خليفه شود.
٤- امامت توسط يك نفر ثابت مىشود؛ زيرا عباس به على (ع) گفت: دستت را به طرف من بيار تا با تو بيعت نمايم. «٢»
سعد الدينتفتازانى مىنويسد:
يكى از راههاى اثبات امامت قهر و غلبه است بدين صورت كه شخصى داراى شرايط امامت باشد وليكن بدون بيعت غلبه كند و به حكومت برسد. «٣»
* ديدگاه شيعه در باره امامت: شعيه معتقد است كه امامت از اركان و پايههاى دين و بالاتر از امور ظاهرى و رياستى است كه برخى تصور كردهاند و امامت مقامى است كه هر انسان قابليت رسيدن به آن را ندارد بلكه استعداد فطرى و نورانيت باطنى و رسيدن به مقام مخلصان را لازم دارد. چنانچه ابراهيم خليل (ع) در اواخر عمر